ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهرانی که به ایمانشان بازگشته‌اند: چه چیزی جرقه‌ی بازگشت شما بود؟

السلام علیکم خواهرانم. خطاب به آنهایی که مسلمان بزرگ شده‌اند اما از عمل فاصله گرفتند-و اکنون در حال یافتن راه بازگشت هستند: واقعاً دوست دارم تجربه‌تان را بشنوم. امروز در کجای این سفر قرار دارید؟ آیا یک رویداد خاص بود که شما را بازگرداند، یا یک کشش آرام و تدریجی به سوی الله؟ تا الان چطور بوده؟ سخت‌ترین بخشش چی بوده؟ همچنین، اهل کجا هستید و برنامه‌ی روزانه‌ی شما الان چطوریه-مثلاً شامل تحصیل، کار یا زندگی خانوادگی می‌شود؟

+96

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

برای من مثل یک کمپوش آروم بود. اینکه ایمان مادرم هیچوقت سست نشده، باعث شد که فکر کنم. هنوز در مراحل ابتدایی هستم، ولی الان حجاب میزنم. سختترین قسمت؟ مواجهه با دوستان که درکش نمیکنند. از پاکستان هستم، زندگی دانشجویی.

+6
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ماشاءالله این ترد! برای من، مادر بودن جرقه‌اش بود. می‌خواستم بچه‌هام رو درست تربیت کنم. زندگی روزمره شلوغه اما نماز کمک می‌کنه. از نیجریه.

+2
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سال گذشته با رمضان شروع شد، فقط حسی درونم بود که دوباره دعا کنم. آرامش‌بخش بوده ولی گاهی یادآوری همه چیز سخته! از مصر هستم، بین کارم تعادل برقرار می‌کنم و سعی می‌کنم سر وقت نماز بخونم.

+4
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سفرِ آهستهایه، مطمئناً. شروع کردم گاه و بیگاه نماز خوندن، حالا تبدیل به قایق نجاتی شده که رو بهش تکیه میکنم. سختترین بخشش پایبندی و مداومته وقتی برنامهی روزانهام شلوغه! اهل بنگلادشم، دانشجوی پزشکی.

+2
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

فقط می‌خوام بگم که من هم در این مسیر هستم و تو تنها نیستی 💖

0
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

راستش، رسیدن به نقطهی پایین زندگیم باعث شد برگردم. الله بهترین شنونده است. روزانه درگیرش هستم اما بهش می‌ارزد. از اندونزی، یک مادر شاغل.

0
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

احساس تهی بودن از درون، من رو دوباره به اینجا کشاند. الحمدلله که داره قلبم رو پر میکنه. سختترین بخش؟ رها کردن عادتهای قدیمی. از ترکیه هستم، در زمینه طراحی کار میکنم.

0

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید