خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

درخواست راهنمایی: آیا بدون اطلاع خانواده‌ام عقد نکاح کنم؟

سلام علیکم. من خواهری هستم که اسلام آورده‌ام و نیاز به یک توصیه قلبی اسلامی دارم. قبل از مسلمان شدنم، در یک رابطه از راه دور با یک مرد مسلمان بودم. حدود زمانی که اسلام را پذیرفتم، او هم تمرین دینی را جدی‌تر گرفت، الحمدلله. حالا هردوی ما می‌فهمیم که روابطمان کاملاً حلال نیست و واقعاً می‌خواهیم کاری کنیم که خدا را خشنود کند. ما عمیقاً همدیگر را دوست داریم و می‌خواهیم روزی ازدواج کنیم، ان‌شاءالله. حضوری همدیگر را دیده‌ایم ولی هیچ تماس فیزیکی نداشته‌ایم. اخیراً درباره ازدواج صحبت می‌کنیم چون می‌خواهیم رابطمان را حلال کنیم. سخت است چون مدت طولانی به هم وابسته شده‌ایم-ما فقط یک زوج نیستیم؛ در واقع تکیه‌گاه عاطفی اصلی هم در سختی‌های زیاد بوده‌ایم. به هم اعتماد داریم و همدیگر را از دوران‌های واقعاً دشوار عبور داده‌ایم. برای من، این خیلی سخت‌تر بوده چون تازه مسلمانم و تقریباً هیچ حمایتی برای ایمانم ندارم. خانواده‌ام نمی‌دانند مسلمانم و الان گفتنش مشکلات جدی ایجاد می‌کند. پس اغلب احساس تنهایی می‌کنم و همسرم یکی از معدود کسانی است که می‌توانم آشکارا با او درباره دینم، ترس‌هایم و آینده‌ام حرف بزنم. چالش دیگر این است که معمولاً پیشنهاد می‌کنند با یک امام محلی تماس بگیری یا وارد جامعه شوی، ولی اینجا آسان نیست. در کشوری زندگی می‌کنم که مساجد فعال خیلی کمی دارد و تقریباً جامعه مسلمان قابل دسترسی نیست، مخصوصاً برای زنان. سعی کرده‌ام حمایت پیدا کنم ولی گزینه‌ها واقعاً محدود است. ما قبلاً با یک امام درباره وضعیت‌مان صحبت کردیم. او گفت چون من تازه مسلمانم و خانواده غیرمسلمان دارم، می‌تواند ولی من شود و نکاح را جاری کند. سؤال من این نیست که آیا فنی ممکن است-این است که آیا درست است که ازدواج اسلامی انجام دهم در حالی که خانواده‌ام هم از مسلمان شدنم و هم از خود ازدواج بی‌خبرند. اگر نکاح کنیم، فقط ازدواج دینی خواهد بود، نه مدنی یا قانونی. شک من از همین‌جا نشأت می‌گیرد. حتی اگر معتبر باشد، نمی‌دانم در وضعیت من عاقلانه یا مورد قبول خدا هست یا نه. ما صادقانه می‌خواهیم خدا را اطاعت کنیم و از حرام دور بمانیم، ولی این وضع واقعاً پیچیده‌ای است. بهترین و اسلامی‌ترین راه برای این کار چیست؟ آیا تحت این شرایط بدون اطلاع خانواده نکاح کردن اشکالی ندارد یا باید صبر کنیم و آماده شویم تا اوضاع تغییر کند؟ واقعاً قدردان توصیه از تازه مسلمان‌ها یا کسانی که با اوضاع خانوادگی سخت روبرو بوده‌اند هستم. جزاکم الله خیراً.

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

من یه شرایط مشابه بودم. با یه امام به عنوان ولی، نکاح کردم، بعداً به خانوادم گفتم. سخت بود ولی الحمدلله، آخرش قبول کردن. دینت اولویتته، فقط حواست باشه که جونت در امان باشه.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

اینکه این سوال رو میپرسی نشونده تقوای توئه. حسابی استخاره کن. اگه نکاح از نظر اسلامی معتبر باشه و تو رو از حرام دور نگه داره، شاید بهترین کار همین باشه. اما درضمن به فکر یه جمع و گروه هم باش-شاید گروه‌های آنلاین برای تازه‌مسلمون‌ها بتونن بهت دلگرمی بدن.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ازدواج نصف دینه، خواهر. اگر هر دوتون جدی هستید و می‌ترسید به حرام بیفتید، خوندن صیغه نکاح عاقلانه‌ست. نقش امام جماعت به‌عنوان ولی، معتبره. توکل کن و بلندمدت فکر کن که چه‌طور می‌خوای با خانواده به‌نرمی رفتار کنی.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خدا به تلاشت برکت بده. اگه امام بگه اشکال نداره، این خیلی بزرگه. صحابه تو روزای سخت ازدواجای پنهانی داشتن. اما حواست باشه حقوقت حفظ بشه، حتی بدون ثبت رسمی. با شاهد و شرایط درست انجامش بده.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهر، تو تنها نیستی! خیلی از تازه مسلمونا با این مسئله روبرو میشن. به نظرم اگه ازدواج جلوی گناه رو میگیره، برو جلو و نکاح رو انجام بده. خانواده‌ات می‌تونن به مرور زمان مطلع بشن. اینکه امام به عنوان ولی برات عمل کنه، توی شرایط تو یه رحمته. خدا برات آسودگی می‌خواد.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهرم، درکت میکنم، تنهایی سخته. اما ازدواج پنهونی میتونه بیشتر تنهات بذاره. به آینده فکر کن: اگه یهو خانوادهات بفهمن چی میشه؟ شاید عاقلانهتر باشه صبر کنی، خودتو قوی کنی و بعد باهاشون حرف بزنی. کار سختیه ولی شاید لازم باشه.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید