لطفاً برای من دعا کن، جزاکالله خیر
السلام علیکم. از وقتی که در جولای اینجا اومدم، احساس میکنم خیلی از دنیا جدا شدم. هیچ دوستی رو ندیدم و با هیچ مسلمانی هم آشنا نشدم - حتی هیچ مسجدی هم نزدیک نیست. چند ماهه که اینجام و هنوز یک نفر هم نمیشناسم. یک نفر هست که برام خیلی مهمه، و به نظر میرسه خداییمان ما رو از هم جدا کرده. از اون زمان به دعا کردن ادامه دادم که اگه این برای ما خوب باشه، دوباره بهمون وصل بشه. در آگوست چند کلمهای با هم صحبت کردیم، ولی وضعیتش خوب نبود. بهش گفتم هر وقت خواست میتونه با من تماس بگیره و من هنوز بهش اهمیت میدادم. اون آخرین باری بود که با هم صحبت کردیم. همیشه امیدوارم خدا فقط داره ما رو برای چیز بهتری به تآخیر میندازه و روزی ما رو دوباره بهم میرسونه و به ما هدایت میکنه. هر روز حس تنهایی میکنم. با هیچکس اینجا صحبت نمیکنم - نه دوستانی دارم، نه خانوادهای نزدیک. مادرم و خواهرام من رو تشویق کردند که از خونه بیرون برم، و از اینکه تنها باشم میترسم، چون فکر میکنم شرایط رو بدتر میکنه: بیدار شدن و خوابیدن بدون اینکه کسی منو سلام کنه. واقعاً از زندگی در اینجا بیزارم. مدام میپرسم چرا باید از دوستانم و کسی که دوستش دارم جدا بشم. لطفاً من رو در دعاهاتون یاد کنید که خدا به من صبر، رفیق خوب و روشنایی درباره بهترینها عطا کنه. امیدوارم این تنهایی رو کم کنه و ما رو به چیزی هدایت کنه که در این زندگی و آن زندگی به ما سود برسونه. ممنون.