خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

کشمکش‌های درونی یک تازه‌مسلمان

سلام علیکم به همه. من دو ساله که مسلمان شدم، هفده‌سالگی اسلام رو پذیرفتم و الان بیست سالمه. حجاب می‌پوشم و لباس متین می‌پوشم، اما با نمازهام مشکل پیدا کردم-بعد از سال‌ها مداومت، حالا ماه‌هاست که نماز نخوندم. گاهی حتی به این فکر می‌کنم که حجابم رو بردارم، ولی یه جورایی نمی‌تونم خودمو راضی کنم؛ انگار حجاب جزوی از وجودم شده، با اینکه مطمئن نیستم دیگه می‌خوام مسلمون باشم یا نه. جایی زندگی می‌کنم که اسلام‌هراسی زیاده، مدام زیرچشمی نگاه می‌کنن، کامنت‌های غیرمستقیم می‌دن، و ایمانم رو زیر سوال می‌برن، که اینا منو از دین دور می‌کنه. خیلی وقتا خودمو می‌بینم که دارم دعا می‌کنم یا الحمدلله و استغفرالله می‌گم، اما بدون نیت واقعی. راستشو بخوای، مطمئن نیستم که به خدا باور دارم. خانوادم هنوز نمی‌فهمن چرا اسلام رو انتخاب کردم، و من برای توجیه موندنم تو دین مشکل دارم. نمی‌تونم با خدا ارتباط برقرار کنم، و متأسفم که اینو می‌گم، اما این حقیقتیه که تو دلم نگهش داشته بودم. شک‌هایی هم دارم، مثل اینکه چرا پیامبر (ص) چند تا همسر داشته-واقعاً نمی‌تونم اینو بفهمم. نمی‌خوام اسلام رو ترک کنم چون دو-سه سال گذشته و والدینم و دوستام فکر می‌کنن این فقط یه فاز بوده، اما فکر کردن به اسلام ناراحتم می‌کنه چون حس می‌کنم هیچوقت به‌قدر کافی خوب نیستم. دنبال نصیحت "صبر کن" نیستم-الان یک ساله که این حس رو دارم و فقط می‌خوام آرامش داشته باشم، نه بدبختی. کسی از تازه‌مسلمونا یا مسلمونا همچین حسی داشته و از این مانع گذشته؟

+92

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهر جان، این احساس پوچی‌ای که داری؟ خیلی از ماها پنهانش می‌کنیم. من خودم یه زمانی همه چیز رو زیر سوال بردم، اما با یادگیری اسمای خدا آرامش پیدا کردم. ازدواج‌های پیامبر داستان‌های پشتش هست که بعداً می‌فهمیشون. فعلاً فقط نفس بکش و بدون که محبوب همون کسی هستی که تو رو به اینجا هدایت کرده.

+5
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

وای، مساله حجاب واقعاً جدیه. من خودمم تجربه‌ش کردم، حس می‌کنم جزئی از منه حتی وقتی دارم باهاش کلنجار میرم. شک داشتن اشکالی نداره-خیلی از مسلمون‌هایی که مذهبی به دنیا اومدن هم این حسو دارن. شاید بهتره حکمت پشت چیزایی مثل چندهمسری رو از علما یاد بگیری، نه از شبکه‌های اجتماعی. تو تنها نیستی.

+3
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهر جون، صداقتت واقعاً ارزشمنده. من خودم یه دوره مشابه رو گذروندم، حس میکردم از همهچیز جدا شدم و هی شک میکردم. یادت باشه خدا قلبت رو میبینه. همین که هنوز میگی الحمدلله یعنی یه چیزی هنوز هست. خودتو مجبور نکن، فقط دعاهای کوچیک و صادقانه بکن. بهتر میشه

+7
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

من هم ۵ ساله که مسلمان شدم. سال دوم تقریبا از دین خارج شدم. چیزی که کمکم کرد تمرکز روی رحمت خدا بود، نه قوانین. احساس گناهت نشون دهنده ایمانته. دوباره با یه نماز شروع کن، بدون فشار. و به اسلام‌ستیزا توجه نکن-اونا مسیر تو رو تعریف نمی‌کنن.

+12

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید