دیگه احساس آدم بودن نمیکنم-فقط میخوام این درد تموم بشه
سلام علیکم به همگی. راستش رو بخواین، من تو بدترین وضعیتم. لانگ-کووید مغزم رو حسابی به هم ریخته-موقع حرف زدن کلمهها رو پیدا نمیکنم، دیگه روان صحبت نمیکنم. همهٔ شوخطبعی، خلاقیت، تیزفکری… همه چی یهو ناپدید شده. حتی دیگه حس یه آدم واقعی رو هم ندارم. برای نوشتن یه پاراگراف ساده که معنی بده تقلا میکنم، و مکالمه؟ بیخیال-نمیتونم با جریان طبیعی حرف زدن همراه بشم. پنج سال از این وضعیت میگذره و هیچ درمان پزشکیای نیست. این داره منو خرد میکنه، و نمیدونم چطور ادامه بدم. حتی نمیتونم گریه کنم، چشمام خشک میمونه در حالی که قلبم داره جیغ میکشه. فقط دنبال یه دلیل برای ادامه زندگی میگردم. خواهشاً، آیا خدا میتونه اینو کامل درمان کنه؟ به امید نیاز دارم. منو تو دعاهاتون نگه دارین، لطفاً.💔💔