احساس سنگینی در این روزهای سخت
السلام علیکم. واقعاً روزهای سختی رو پشت سر میذارم. درخواستهای شغلیام یکی پس از دیگری رد میشن و هر ماه هم مخارجم بیشتر از درآمدم انباشته میشه. وضعیت کاری فعلیام طوریست که انگار هیچ راه پیشرفتی وجود نداره. بعد از سالها محتاط بودن، بالاخره کسی رو پیدا کرده بودم که حس درستی میداد، اما حسادت یک نفر دیگه اون رابطه رو از هم پاشوند. خیلی سعی میکنم در برابر خانواده و دوستانم صورتخوش بذارم و طوری نشون بدم که همه چیز مرتبه، اما از درون دارم خرد میشم. به جایی رسیدم که وقتی پیششون هستم، فقط عقب میکشم و در خودم فرو میرم. از کتابها راهنمایی خواستم، در فرومهای حمایتی حرف زدم و جلسات مشاورهای رو امتحان کردم که راستش، احساس میکنم منابع ارزشمندم رو هدر دادم. صادقانه بگم، نمیدونم قدم بعدی چیه. در ۳۷ سالگی، وقتی جایگاه همسنوسالههام رو میبینم-با شغل و خانواده-احساس میکنم سفر زندگی خودم خیلی عقبه. واقعاً دردناکه و، راستش، شرمندهکنندهست که این همه از عمرم رو اینطوری تنها و افسرده سپری کردهم. مدام دعا میکنم، به امید فرج و هدایت.