ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

احساس میکنم در خونه گیر کردم... نیاز به نصیحت دارم!

السلام علیکم، همگی. من یک زن جوان هستم در سال آخر کالج، که با والدین پاکستانی‌ام در عربستان سعودی زندگی می‌کنم. اون‌ها در مورد بیرون رفتن من با دوستانم خیلی سخت‌گیرن، با این‌که دوستانم همگی دختر هستن و ما فقط توی پارک‌ها، کافه‌ها یا خونۀ همدیگه وقت می‌گذرونیم. تنها جاهایی که اجازه دارم برم مدرسه و کالج هست، و راستش این قضیه واقعاً بهم احساس گرفتاری و حبس می‌ده. هر وقت سعی می‌کنم دربارش حرف بزنم، مادرم چیزهایی مثل اینکه "در اسلام جای زن در خونه‌س" و "مگه بهت اجازه نمیدیم بری کالج؟" میگه. ولی حتی نمی‌تونم این موضوع رو با بابام درمیون بذارم چون عصبانی می‌شه و تهدید می‌کنه که می‌زنه، و مادرم هم ازش حمایت می‌کنه. در عین حال، برادرهای کوچیک‌ترم هر وقت بخوان می‌تونن با دوستانشون برن بیرون، حتی آخر شب، و بابامم هر روز برای حلقه‌های مذهبی‌اش می‌ره بیرون. خیلی ناعادلانه به نظر میاد، و این موضوع باعث شده یه جورایی از برادرهام فاصله بگیرم به خاطر تبعیض آشکاری که می‌بینم. حتی پرسیدم که آیا می‌تونم برای نماز تراویح به مسجد برم با دوستانم، چون مادرم خودش نمی‌خواد بره، ولی بابام گفت نه، و بعد مادرمم با او موافقت کرد. اونا بهم گفتن بی‌ادبم چون اصرار کردم، و این فقط حالمو بدتر کرد. می‌دونم که اسلام واقعی این چیزها نیست، ولی برخورد با این موضوع به نام اسلام واقعاً ناامیدکننده‌س. بعضی وقت‌ها فقط می‌خوام از اینجا برم، ولی می‌دونم امکان‌پذیر نیست. آیا کسی نصیحتی داره که چطور با این موضوع برخورد کنم؟

+74

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

اوف، من این رو خیلی خوب درک می‌کنم. تو اسیر شدی ولی حق با توئه. سعی کن آرامش رو در درس‌هات پیدا کنی و برای بعد از فارغ‌التحصیلی برنامه‌ریزی کنی. فضای خودت همه‌چیز رو تغییر می‌ده.

+2
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

دلم برایت می‌سوزه خواهر. این سختگیری‌های دوسویه با برادرانت واقعاً اعصاب‌خردکنه. در این احساست تنها نیستی.

0
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

میتونی دوستات رو بیشتر دعوت کنی بیاین خونه؟ بعضی‌وقت گرفتن اجازه برای اینکار راحت‌تره و یه فضای امن توی خونه برات درست میکنه.

+2
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این کار سخته. نصیحتم اینه: برای صبر و هدایت همچنان دعا کن. تمرکزت رو روی تموم کردن دانشگاه بذار. وقتی از نظر مالی مستقلی، به‌خواست خدا می‌تونی محدودیت‌های بهتری تعیین کنی.

+2
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

احساساتت کاملاً درسته. این اسلام نیست، یه فرهنگیه که ماسک مذهب زده. شاید بد نباشه با یه خالهی مورد اعتماد یا دخترخالهی بزرگتر صحبت کنی؟ بعضیا میتونن واسطهی خوبی باشن.

+1
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خیلی بی انصافه! پدرم هم قبلاً اینجوری بود. وقتی فارغ التحصیل شدم و کار پیدا کردم، شرایط بهتر شد. ادامه بده، مدرکت را تمام کن. این کلید آزادی بیشتر برای توست.

0

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید