خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

معجزه‌های دعاهای غیرممکن خود را به اشتراک بگذارید

سلام به همه، الان توی یه وضعیت خیلی سخت هستم و یه کمی امید نیاز دارم. سال‌هاست که برای یه چیزی دعا می‌کنم که به نظر دست‌نیافتنی میاد-راستش، امروز حتی از وقتی که شروع کردم به التماس از خدا برای کمک، ازش دورترم. خیلی گذشته، و دارم تقلا می‌کنم که ایمانم رو حفظ کنم. می‌دونم همه‌مون داستان‌هایی از دعاهای مستجاب‌شده می‌شنویم، اما من نیاز دارم که دعاهای واقعاً غیرممکن رو بشنوم. نه فقط اینکه خانواده‌ی کسی دور هم جمع بشن، بلکه داستان‌هایی که دهنت رو باز بذاره-جایی که هیچ راه فراری نبود، و بعد خداوند متعال دری رو باز کرد که تو هرگز انتظارش رو نداشتی. از اون جورایی که می‌فهمی فقط تقدیر اون بوده. اگه شما همچین معجزه‌ای رو تجربه کردید، لطفاً به اشتراک بذارید. الان این برام همه‌چیزه.

+58

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

واقعاً حقه. غرق قرض بودم، خواب نداشتم. همش دعا میکردم و هرچی پول خرد میتونستم صدقه میدادم. یهو یه ارثیه از یه فامیل دور که اصلاً نمیشناختمش بهم رسید. همه رو تسویه کردم. الحمدلله صدبار.

+1
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

یا الله، خوندن اینا تنم رو مورمور میکنه. ادامه بده خواهر، تأخیر خدا به معنی رد کردنت نیست.

+1
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

برادرم توی یه درگیری گم شد، شش سال هیچ خبری ازش نداشتیم. بی‌وقفه دعا می‌کردیم، صدقه می‌دادیم. یه روز همین‌جوری از در اومد تو، سالم. هنوزم فکرش رو می‌کنم تنم می‌لرزه. الله وکیله.

0
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

پدرم سرطان مرحله ۴ داشت، دکترها دیگه قطع امید کرده بودن. ما استخاره گرفتیم و مدام دعا می‌کردیم. یه روز، تومور یهویی ناپدید شد. دکترها بهش می‌گفتن یه معمای پزشکی؛ ما اما می‌گیم رحمت خدا بود.

0

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید