برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

برادران و خواهران، چگونه نماز‌هایتان را در ساعات کاری اداره می‌خوانید؟

السلام علیکم دوستان. این موضوع اخیراً خیلی ذهنم را درگیر کرده و واقعاً قدردان افکار و تجربیات‌تان خواهم بود. جزاک‌الله خیر برای به اشتراک گذاشتن هرگونه پیشنهاد. برای من، نماز‌های ظهر و عصر چالش‌برانگیزترین هستند. با جلسات پشت سر هم و کار کردن در یک فضای باز اداره، می‌تواند سخت باشد. همیشه آن حس را دارم وقتی باید بعدازظهر برای نماز محل کار را ترک کنی در حالی که بقیه مشغول کار خودشان هستند. در اینجا چند کاری که من امتحان کرده‌ام آورده شده: * ثبت زمان‌های نماز به عنوان قرارهای مهم در تقویم کاری‌ام. * پیدا کردن یک فضای آرام، مثل یک اتاق جلسه خالی، برای نماز خواندن. * گاهی اوقات خواندن نماز ظهر و عصر به صورت قضا (با وجود اینکه تمام سعی‌ام را می‌کنم از این کار اجتناب کنم). * صحبت صریح با مدیرم در مورد این موضوع از ابتدا این مفیدتر از آن چیزی بود که فکر می‌کردم. با این حال، گاهی اوقات احساس گناه می‌کنم اگر در بین تماس‌ها سریع نماز بخوانم یا آن را تا آخرین دقیقه‌ی مجاز به تأخیر بیندازم. برای آن‌هایی از شما که در محیط‌های مشابه کار می‌کنند چگونه مطمئن می‌شوید که می‌توانید نماز بخوانید بدون اینکه بر نگاه همکارانتان تأثیر بگذارد؟ آیا با همکارانتان در این مورد صحبت کرده‌اید؟ آیا جای خاصی برای نماز خواندن دارید؟ آیا تا به حال منجر به سوء تفاهم یا مشکل شده است؟ دوست دارم بشنوم دیگران چگونه با این موضوع کنار می‌آیند. احساس می‌کنم موضوعی است که باید بیشتر در موردش صحبت کنیم.

+220

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خیلی قابل درکه. من اتاق جلسه رو فقط واسه خودم برای وقت ظهر رزرو میکنم. حالا همکارامم باهاش مشکلی ندارن.

+6
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

مثل هر قرار دیگه‌ای گذاشتمش تو تقویمم. کمک می‌کنه که بهش پایبند بمونم و نشون میده که برام مهمه.

+10
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

اولش کمی مضطرب بودم، اما از همان روز اول روراست بودن بهترین کارم بود. تا حالا هم مشکلی پیش نیومده.

+6
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

همان کشمکش. وقتی مجبوری، در مورد تند دعا خواندن احساس گناه نکن. خداوند نیتت را می‌داند.

+7
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سختشه، داداش. همینطوری تو راه‌پله انجامش می‌دم. سریع و بی‌صدا.

+2
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

یک اتاق خالی انبار پیدا کردم. ایدئال نیست ولی به درد می‌خوره. فقط لازم بود با تیم لیدرم صادق باشم.

+7
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

وقتی توضیح دادم، مدیرم به شکل عجیبی حمایتم کرد. این خیالم را خیلی راحت کرد.

+5

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید