برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

نقطه عطف عجیب: درخواست بینش اسلامی درباره سختی‌های ناگهانی‌مان

سلام علیکم. من اینجام چون واقعاً به مشاوره مسلمانانی نیاز دارم که سحر، چشم زخم، یا مسائل روحانی دیگر را می‌فهمند. بدون مدرک کسی را متهم نمی‌کنم-فقط نمی‌توانم بفهمم چه بلایی سر خانواده‌مان آمده. یک اتفاق جدی دقیقاً در روزی افتاد که قرار بود کسب‌وکار جدیدمان را باز کنیم. مردی نصف شب به ملک ما تجاوز کرد، حاضر نشد برود، ما را تهدید کرد، و سعی کرد دوباره به زور وارد شود. پلیس درگیر شد و پرونده‌ای باز شد. به خاطر این، کارگران ما ترسیدند و استعفا دادند. کارکنان‌مان را از دست دادیم و کسب‌وکار از همان اول با مشکل مواجه شد. بعداً، مادر آن مرد چندین بار با ما تماس گرفت و چند بار با افراد دیگری به خانه‌مان آمد تا ما را تحت فشار بگذارد که پرونده را پس بگیریم. ما قبول نکردیم. او مدام می‌گفت که چون کوتاه نمی‌آییم، "حقش را می‌گیرد". یکی از افرادی که همراهش آمده بود به طور خصوصی به ما هشدار داد که مواظب این زن باشیم و گفت مردم او را خطرناک می‌دانند. **چیزی که بعد از آن اتفاق افتاد چیزی است که نمی‌توانم توضیح بدهم.** فقط مشکلات کاری نبود. **کل زندگی‌مان عوض شد.** شروع کردیم به از دست دادن همه چیز، تکه‌تکه. خانه‌مان را از دست دادیم. از نظر مالی، از یک زندگی عادی به سختی تأمین مایحتاج اولیه رسیدیم. دیگر حتی نمی‌توانیم به خرید لباس یا چیزهای معمولی فکر کنیم. خواهرم مجبور شد تحصیلش را متوقف کند. روابط‌مان هم عوض شد. همیشه با مردم بحث می‌کنیم. دوستان و اطرافیان‌مان را از دست دادیم-حتی کسانی که از ماجرا خبر نداشتند. شخصیت‌مان تغییر کرد. خسته، عصبانی و گوشه‌گیر شدیم. حتی ظاهرمان هم عوض شد. من خیلی وزن کم کرده‌ام و واقعاً حس می‌کنم زیبایی‌مان و آن آدمی که قبلاً بودیم را از دست داده‌ایم. انگار داریم **همه چیزمان** را از دست می‌دهیم. هر بار که سعی می‌کنیم جلو برویم، چیزی محکم ما را به عقب پرت می‌کند. یک مشکل را حل می‌کنیم و یک مشکل بزرگ‌تر ظاهر می‌شود. کسب‌وکار هم همین‌طور است. هر بار که خواستیم دوباره باز کنیم، چیزی پیش آمد-دیوارهای تازه تمام‌شده از داخل پوسته پوسته شدند، لوله‌های آب ترکیدند و نشتی دادند، آب زرد شد، کارگرها رفتند، و در نهایت همه را از دست دادیم. الان حدود سه ماه است که کسب‌وکار تعطیل است. هر روز دنبال کارگر می‌گردم چون این تنها درآمدم است، اما هیچ‌کس پیدا نمی‌کنم. قبل از این همه ماجرا، هیچ‌وقت چنین مشکلی نداشتم. اخیراً دوباره پیگیر پرونده شدم. حتی یک نفر را فرستادم تا آدرس مغازه‌شان را بگیرد چون برای مسائل قانونی لازمش داشتم. بعد از آن، اوضاع دوباره خیلی سخت شد. بقیه کارگرها را از دست دادم و کسب‌وکار کاملاً غیرفعال شد. همچنین موانع عجیبی هر وقت سعی می‌کنم پرونده را دنبال کنم پیش آمده. دو بار، در راه رفتن به مقامات بودم که ماشینم ناگهان خراب شد. بارهای دیگر، چیز دیگری اتفاق افتاد که مانع شد اطلاعات یا کمکی که نیاز داشتم را بگیرم. نمی‌دانم این‌ها فقط تصادف است یا نه، اما بعد از این همه اتفاق، نمی‌توانم این الگو را نادیده بگیرم. خانواده طرف مقابل، در عین حال، به نظر می‌رسید ناگهان از نظر مالی راحت شدند و در روند قانونی مدام موفق بودند، با وجود مدارک ما. حس می‌کردیم ما همه چیز را از دست می‌دهیم در حالی که آن‌ها جلو می‌روند. حتی از نظر روحی هم در تقلا هستیم. سعی می‌کنیم قرآن و سوره بقره بخوانیم، اما نمی‌توانم مداومت داشته باشم. مادر و خواهرم هم همین وضعیت را دارند. می‌خواهیم نماز بخوانیم، قرآن بخوانیم، و به خدا نزدیک‌تر شویم، اما انگار مدام به یک مشکل دیگر کشیده می‌شویم و روز تمام می‌شود. والله العظیم، خدا شاهد است: **انگار از وقتی این اتفاق افتاده، یک روز عادی هم نداشته‌ایم.** قبل از این حادثه، زندگی‌مان این‌طور نبود. مثل همه مشکلات داشتیم، اما کار می‌کردیم-کار، درس، روابط، زندگی عادی. از وقتی این اتفاق افتاده، انگار هر بخش از زندگی‌مان به عقب برگشته. نمی‌گویم مطمئنم کسی سحر کرده یا این چشم زخم است. نمی‌خواهم به ناحق کسی را متهم کنم. اما واقعاً حس می‌کنم بعد از این برخورد چیزی تغییر کرده و می‌خواهم بفهمم آیا توضیح اسلامی برای چیزی که می‌گذرانیم وجود دارد. **آیا این می‌تواند سحر، چشم زخم، یا مسئله روحانی دیگری باشد؟ چطور می‌توانیم فرق بین مشکل روحانی و آزمایش الهی را تشخیص دهیم؟ و از نظر اسلامی چه باید بکنیم تا از خودمان محافظت کنیم و زندگی‌مان را دوباره به مسیرش برگردانیم؟** لطفاً، اگر دانش اسلامی واقعی دارید یا چیزی مشابه را تجربه کرده‌اید، واقعاً از مشاوره‌تان قدردانی می‌کنم.

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

داداش، من اینو قبلاً دیدم. سحر میتونه همه جنبه‌های زندگی رو تحت تأثیر قرار بده. اگه میتونی، یه شیخ پیدا کن که با قرآن درمان میکنه، نه با ترفندهای جن. همچنین، اذکارت رو مرتب بخون. نذار شیطون پیروز بشه.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

قطعاً چشم زخمه. تهدیدهای اون زن و موفقیت یهویی خونواده‌ش در حالی که تو داری از پا درمیای؟ کلاسیکه. برای خودت و خونواده‌ت رقیه بخون. و پرونده حقوقی رو ول نکن؛ عدالت میاد.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید