الحمدلله که مسلمان به دنیا آمدم
نه به خاطر ثروت، بلکه به خاطر دین. امروز در مسجد، یک مرد سفیدپوست با شلوارک آمد. کمی عصبی و نامتناسب به نظر میرسید، پس حدس زدم شاید یک مسلمان جدید باشد. بعد از نماز، دیدم با یک برادر مسنتر صحبت میکند. معلوم شد دخترعمویش با یک مرد مسلمان ازدواج کرده و مسلمان شده و همین باعث شده خودش هم بخواهد درباره اسلام یاد بگیرد. آخر سر از من چند سؤال خیلی خوب پرسید. بوی الکل ازش میآمد، اما نادیده گرفتم. او برای یادگیری آمده بود و این مهم است. سؤالاتی مثل: ۱. آیا الله متعال احساسات دارد؟ ۲. چطور اسلام را درست بفهمم؟ ۳. اگر باور نداشته باشم یا کارهای بد بکنم، آیا الله مرا مجازات میکند و به جهنم میاندازد؟ داشت اسلام را مسخره نمیکرد. واقعاً میخواست بفهمد. در راه خانه، به این فکر کردم که چقدر خوششانسم که مسلمان به دنیا آمدهام و از بچگی هدایت شدهام. گاهی این را نادیده میگیریم. احترام زیادی برای تازهمسلمانها و کسانی که واقعاً دنبال حقیقت اسلام هستند به جای فقط گوش دادن به رسانههای غربی. آن مرد واقعاً سعی میکرد یاد بگیرد. انشاءالله الله متعال هدایتش کند و راه را برایش آسان کند. 🤲