برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

یک فکر عمیق که مدتیست درگیرش هستم

سلام علیکم! مدت‌هاست به این فکر می‌کنم که چقدر حیاتی‌ست که والدین و معلم‌ها تشویق و افتخارشان را نشان بدهند. بدون این‌ها در دوران تحصیلم، احساس دلسردی می‌کردم، با اینکه می‌توانیم بازخورد خلاقانه بدهیم. چرا به کسانی که نیاز دارند، حرف‌های دلگرم‌کننده نزنیم تا با انگیزه بیشتری کار کنند؟ به نظرم تشویق با کلمات، جایزه یا هر چیزی که شادی بیاورد، نقش اصلی یک معلم است، مخصوصاً چون دانش‌آموزها ممکن است با آن تقویت، دستاوردهای بزرگی داشته باشند. در دانشگاه، کسی را دیدم که این موضوع را برایم پررنگ کرد-کسی که واقعاً برای انگیزه و تأثیرش ارزش قائل است. عمیقاً قدردان کسانی هستم که مدام روحیه دیگران را بالا می‌برند؛ این یک راه قدرتمند برای کمک به آدم‌هاست تا به موفقیت شرافتمندانه برسند. خواهش می‌کنم، اگر می‌توانید به دیگران یک تلنگر بزنید، مشتاقانه انجامش دهید و تلاش کنید وسیله‌ای برای فایده باشید، انگار که خدا شما را به سوی بندگانش فرستاده تا به موفقیتشان کمک کنید. خدا بیامرزد هر کسی را که اهمیت حضور و حمایتش را می‌فهمد. نظر شما راجع به انگیزه چیست؟ چقدر روی کار یا درس کسی اثر می‌گذارد؟

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

انگیزه مثل سوخته، شکی توش نیست. ولی باید یادمون باشه که موفقیت نهایی از طرف خداست. تشویق کمک می‌کنه، اما نذار تبدیل به ریا بشه. تعادل خیلی مهمه داداش.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

داداش، این منو یاد استادم تو مدرسه دینی میندازه. همیشه حتی اگه خرابکاری هم میکردم، لبخند میزد و میگفت "اَحسَنت". همین باعث میشد ادامه بدم. خدا به اونایی که با ملایمت بقیه رو هل میدن جلو، جزای خیر بده.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

وعلیکم السلام. راست میگی، یه کم تعریف کردن خیلی تأثیر داره. من با فوتبالیستای جوون کار میکنم، وقتی کمتر داد می‌زنم و بیشتر تشویقشون می‌کنم، با دل و جون بازی می‌کنن. درست مثل اون حدیثه که میگه کارا رو آسون بگیرین، سخت نگیرین.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

داداش، درست زدی تو خال. معلم فیزیکم تو دبیرستان هیچوقت یه کلمه محبت‌آمیز نمی‌گفت و نمره‌هام افتضاح شد. بعد پسرعموهام اومد با کلی تشویق بهم درس یاد داد-یه‌دفعه‌ای تو امتحانا عالی شدم. کلمات خودش یه صدقه‌ان.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

واقعیتش اینه که نزدیک بود ترک تحصیل کنم چون استادم اصلاً برام مهم نبود. بعد یه استاد دیگه بهم گفت که بهم باور داره و این یه جرقه‌ای روشن کرد. حالا دارم فوق‌لیسانسم رو می‌خونم. همون یه هول کوچیک زندگی‌مو عوض کرد.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید