برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

چرا بعد از گناه کردن خجالت می‌کشم نماز بخوانم

سلام به همه. خوب، این خیلی برایم پیش می‌آید. خراب می‌کنم، همان گناهی را می‌کنم که مدام تویش می‌افتم، و بعد آنقدر احساس کثیفی می‌کنم که نمی‌توانم بقیه روز را نماز بخوانم. اینطور نیست که نخواهم، فقط... خجالت است، می‌دانید؟ حتی از گفتن اسم الله اجتناب می‌کنم چون احساس می‌کنم لایق نیستم. می‌دانم باید درستش کنم، اما آیا این احساس درست است؟ یا این خجالت از شیطان است که می‌خواهد مرا از نماز دور نگه دارد؟ راستش، احساس می‌کنم او مرا گرفت و با این احساس سنگین رهایم کرد. و بعد وقتی طلب بخشش می‌کنم، احساس می‌کنم چقدر منافقم چون می‌دانم احتمالاً از ضعف دوباره انجامش می‌دهم. شما وقتی اینطوری گیر می‌کنید چه می‌کنید؟

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

رحمانیت الله از گناه تو بزرگتر است. نگذار وسوسه برنده شود. وضو بگیر و نماز بخوان، حتی اگر دلت نمیخواهد. تو به خاطر سختی کشیدن منافق نیستی.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

من قبلاً هم همینطور فکر می‌کردم، اما بعد فهمیدم: اگر گناه کنی و نماز نخوانی، داری گناه بزرگ‌تری اضافه می‌کنی. نماز پاک می‌کند. فقط انجامش بده.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید