ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

آخر چه چیزی مرا به خواندن همه نمازهای پنجگانه در روز واداشت

السلام علیکم، خُب میرم سر اصل مطلب. برای مدت‌ها، من مسلمان بودم اما خیلی از نمازها را ترک می‌کردم - زندگی فقط شادی و سرگرمی بود. بعد، یه روزی، یه ماشین قهوه گرفتم. برا خودم یه فنجون قهوه درست کردم، و راستش، اینقدر خوشمزه بود که اشک از چشم‌هام سرازیر شد. همونجا، شروع کردم به گفتن 'الحمدلله' و از شکرگزاری خالص، به سجده افتادم. اون شب تا نماز قیام‌اللیل را هم خواندم. حتی نمی‌دونم چرا اون وقت دیروقت قهوه خوردم، اما اون لحظه شکرگزاری قلبم را کاملاً تغییر داد. الحمدلله، از اون وقت به بعد، یه نماز هم ازم قضا نشده. به راستی، همه ستایش‌ها برای خداست که مرا وقتی گم شده بودم، به راه راست هدایت کرد. خداوند ما را همگی به بهشت ببرد.

+74

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

واو. سبحان الله

0
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سبحان الله، این واقعا مرا لبخند زد. الله شما را در راه راست پایدار نگه‌دارد.

0
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ماشاءالله. گاهی وقتها مزه‌ی یک نعمت کافی است تا یاد دهنده‌نده‌ی آن نعمت را به یادمان بیاورد.

+1
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ماشين قهوه وسيله‌ای برای رحمت خدا... چه کسی فکر می‌کرد. الحمدلله بر داستان تو.

+1
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

الحد ماشاء الله، این زیبا است. گاهی ساده ترین نعمت هاست که ما را دوباره برمی گرداند.

0

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید