مبارزه با وضو به دلیل کشمکشهای ذهنی
من با وضو گرفتن آنقدر مشکل دارم که آخرش گریه میزنم و نمازهایم را هی عقب میاندازم. حس میکنم هیچ کس نیست که بتوانم برای مشورت بهش رو بیاورم، چون اگر به کسی حضوری بگویم، احتمالاً فکر میکند مسخره است، اما واقعاً روی من و ایمانم سنگینی میکند. مشکل من این است که وقتی وضو را با شستن دست راست سه بار شروع میکنم، ذهنم قانعم میکند که خراب کردم، درست نشستم، یا وضویم باطل است، پس باید از اول شروع کنم-حتی اگر هیچ کدامش درست نباشد. اولش فقط یکی دو بار اتفاق میافتاد، شاید آن دست را مثل ۹ بار دوباره میشستم و بعد وضو را تمام میکردم. اما در چند ماه اخیر، کاملاً از کنترل خارج شده و هرچقدر به خودم بگویم این فقط توی ذهنم است و قدم را درست انجام دادم، نمیتوانم متوقفش کنم. حالا احتمالاً همان دست را ۹۰ بار میشویم، فقط میایستم کنار روشویی و هی تکرار میکنم، گاهی دستم چروک میشود. میدانم چقدر مسخره به نظر میرسد، اما مغزم اجازه نمیدهد ادامه بدهم تا حس کنم درست انجامش دادم. از شدت ناامیدی گریه میکنم چون میدانم عقلانی نیست و ای کاش میتوانستم عادی وضو بگیرم. همچنین خیلی حواسم به آب است که با این تکرار هدر میرود، اما واقعاً دست خودم نیست. آخرش شروع کردم نمازهایم را تا شب عقب انداختن، هر چهار تا را که در روز قضا شده بود با هم جمع میکردم، چون فکر وضو گرفتن برای هر نماز زیادی طاقتفرسا بود... میدانم چقدر رقتانگیز به نظر میرسد و نمیدانم چه مشکلی دارم. فکر قضا شدن نماز عمیقاً ناراحتم میکند، اما وضو گرفتن یک پروسه دردناک است-۲۰ تا ۴۰ دقیقه پشت روشویی گیر میکنم و از اول شروع میکنم. به این فکر افتادم که شاید این اختلال وسواس فکری-عملی باشد، چون تمام عمرم چنین تمایلاتی داشتم، اما فقط در یکی دو سال اخیر است که دینم را مختل کرده. آیا حتی ارزش دارد دنبال تشخیص بروم؟ خجالت میکشم این را با خانوادهام در میان بگذارم و شک دارم درمانی مرا درست کند. التماس میکنم که بفهمم آیا کس دیگری هم از این رنج میبرد و چطور کنار میآید. میدانم قصهام ممکن است رقتانگیز به نظر برسد-فقط نیاز به نصیحت دارم.