با از دست دادن مادرم، دارم با ایمانم مشکل میکشم - به دعا و درک نیاز دارم
السلام علیکم. من ۲۲ ساله هستم و مادرم در جون ۲۰۲۵ با سرطان مرحله سوم تشخیص داده شد. بیماری او خیلی تهاجمی بود و چهار روز پیش به دلیل نارسایی قلبی فوت کرد. او فقط ۴۷ سال داشت و تنها خانواده نزدیکم در این جا در امریکا بود. در ابتدا مدام دعا میکردم، اما بعد از همهچیزهایی که اتفاق افتاد، برام خیلی سخته که بتونم به نماز ادامه بدم یا دعا کنم. وقتی با مردم صحبت میکنم، فقط میشنوم که به من میگن "خداوند برنامههای بهتری داره" یا "نماز رو ترک نکن"، و بعضیاوقات این حرفها به جای آرامش به من احساس بدتری میده. من بیشتر با مادرم صحبت میکنم تا با خدا، و دربارهاش احساس گناه و سردرگمی میکنم. نمیخوام بیدین بشم، اما نمیدونم این درد کی کم میشه. نمیتونم از فکر اینکه چرا خدا چیز اینقدر بیرحمانهای رو بذاره اتفاق بیفته، حالا که میدونم بدون او چقدر تنها هستم، خودم رو نگه دارم. در مراسم خاکسپاری کسی نداشت که منو در آغوش بگیره و بیشتر خانواده مادرم در وطن هستند؛ آنها مدام به من میگن دعا کن، اما الان قلبی برای این کار ندارم. حسی ندارم که چیزی از او بخوام. دارم اینو به اشتراک میذارم چون به دعا و کلمات صادق از افرادی که غم را در یک زمینه مسلمان درک میکنند نیاز دارم. اگر کسی از چیزی مشابه عبور کرده و راهی برای برگشت به نماز پیدا کرده یا دوباره احساس آرامش کرده، لطفاً بگید چی کمک کرد - چه این که قدمهای کوچیک بود، دعاهای خاصی بود یا چطور با وقتی که کلمات خوب دیگران خالی به نظر میرسیدند، کنار اومدین. جزاک الله خیر.