در جستجوی راهنمایی برای یک وضعیت دشوار
من این را با اشک در چشمانم مینویسم، واقعاً نمیتوانم با کسی در زندگی واقعی صحبت کنم. حدود یک سال پیش، پدرم ناگهان کارش را از دست داد – او یک فرد حرفهای است، قبلاً در یک شرکت بزرگ کار میکرد. او به خیلی جاها درخواست داده، حتی مصاحبه هم داشته، اما دقیقاً وقتی که میخواهند قراردادش را امضا کنند، همیشه در آخرین لحظه یک اتفاق عجیب میافتد. واقعاً قابل درک نیست. با یک عالم اسلامی صحبت کردیم و آنها گفتند یکی از اقوام دورترمان جادوی سیاه روی او کرده تا مانع کسب درآمدش شود. من نمیفهمم چرا کسی از روی حسادت چنین کاری میکند – پدرم واقعاً متواضعترین و خاکیترین فردی است که میشناسم. اما الله داناتر است. این روزها، او واقعاً زودرنج و کمحوصله شده، همیشه داد میزند، و یکبار تقریباً یک بشقاب به سمت من پرتاب کرد. قبلاً هرگز چنین رفتاری نداشت، و صادقانه بگویم گاهی میترسم. او تنها کسی است که خواهر طلاقگرفتهاش و خانواده ما را حمایت میکند. شبها، در خلوت او را میبینم که تنها گریه میکند، و این واقعاً دلم را میشکند. آن عالم استفاده از بعضی تعویذها را برای کمک به رفع این مشکل پیشنهاد کرد، اما صادقانه بگویم من کاملاً از این روش مطمئن نیستم. اگر کسی دعاهایی از قرآن یا سنت میشناسد که بتوانم بخوانم، یا راهحلهای عملی دیگری، لطفاً به اشتراک بگذارید. الان واقعاً احساس درماندگی میکنم. خداوند به همه شما پاداش دهد.