کارم را ترک کردم و حالا از خرج کردن خیلی میترسم
اخیراً کارم را ترک کردم چون رفتاری که با من داشتند واقعاً وحشتناک بود-عزت نفسم را میخورد. برای اولین بار، دعا کردم و گفتم: "یا الله، برایم روزی بده آنطور که به پرندگان روزی میدهی". توکل کامل به الله کردم و رفتم. حالا بیکارم و هیچ پولی وارد نمیشود. انتظار نداشتم اینقدر از خرج کردن از پساندازم بترسم، مخصوصاً وقتی که بهسختی چند ماه مرا کفایت میکند. مدام صدقه میدهم تا با آن ترس کنار بیایم-انشاءالله الله قبول کند. اما راستش، این ترس از یک نگرانی عمیق درونم میآید: نمیدانم درآمد بعدیام از کجا پیدا میشود. پس فقط میبینم که آنچه دارم، آرامآرام آب میرود. الله ضعف مرا ببخشد. الله روزیدهنده است، الرزاق، اما اضطراب بر من غلبه میکند. استغفرالله، نعوذ بالله. از بیپولی میترسم، و در واقع ترس از خوار شدن است. بیپولی خیلی تحقیرآمیز است. اصلاً دوست ندارم به کسی وابسته باشم. الله ما را از آنهایی قرار دهد که میبخشند، نه فقط میگیرند.