سفر همسرم مرا به ایمانم نزدیکتر کرد
السلام علیکم، همه. من مسلمان متولد شدهام الحمدلله، و قدم به قدم تلاش میکنم بیشتر درباره دینمان بیاموزم. در محل کارم با زنی فوقالعاده آشنا شدم که اکنون همسرم است. قبل از ازدواج، او مسیحی بود و حتی برای ازدواجمان پیشنهاد داد که اسلام را بپذیرد. من گفتم نه، چون ایمان نباید فقط به خاطر فرد دیگری باشد-باید خالصانه باشد. بهش یادآوری کردم که به عنوان مرد مسلمان، میتوانم از اهل کتاب ازدواج کنم، پس او نیازی ندارد بدون عقیده کامل چنین انتخاب بزرگی را عجولانه انجام دهد. قول دادم میتوانیم ازدواج کنیم و اگر بعداً واقعاً به اسلام ایمان آورد، کاملاً از او حمایت خواهم کرد. الحمدلله، الله او را هدایت کرد. او شروع به یادگیری کرد، سوال پرسید و شکهایی که ساکت نگه داشته بود-مخصوصاً درباره چیزهایی مانند تثلیث که او را درباره توحید خالص اسلام به فکر فرو میبرد-به اشتراک گذاشت. او همچنین باید از سوءتفاهمها دست میکشید، مانند شنیدن اینکه مسلمانان میتوانند به دیگران آسیب بزنند و فقط طلب بخشش کنند. توضیح دادم که این کاملاً اشتباه است: در اسلام، الله گناهان علیه خود را میبخشد، اما ظلم علیه مردم بخشیده نمیشود مگر اینکه آنها شما را ببخشند. حقوق بشر مقدس است، بدون توجه به ایمان فرد. اما تغییر واقعی برای من بود. از طریق سوالات او، فهمیدم چقدر درک واقعی نداشتم. من 'چگونگی' دین ما را میدانستم اما 'چرایی' و عدالت عمیق پشت آن را از دست داده بودم. تلاش برای پاسخ دادن به او شکافهای دانش خودم را نشانم داد. الحمدلله، الله از من برای کمک به هدایت او استفاده کرد، و از او برای کمک به رشد من استفاده نمود. او همسری باورنکردنی بوده-در زمانهای سخت کنارم ایستاد، مرا حمایت کرد، و اکنون مادر بچههایمان است، بهترین نعمتها از الله. نتیجهگیری من: هیچ تفاوت واقعی میان مسلمانان متولد و بازگشتهها وجود ندارد. آنچه اهمیت دارد صداقت و جستجوی حقیقت است. میخواهم از دیگران بپرسم: برای مسلمانان متولد، آیا هرگز یک بازگشته شما را وادار به بازنگری در ایمانتان کرده است؟ و برای بازگشتهها، چه سوالی پرسیدید که مسلمانان متولد اطرافتان را شگفتزده کرد؟