ازدستدادن ثروتم یک نعمتی بود، الحمدلله
السلام علیکم. این یک داستان شخصی است که به من یادآوری کرد که خودم نباید رویدادها رو خوب یا بد قضاوت کنم - این قضیه برای خدا است که تصمیم بگیره. من یک مرد مراکشی هستم که در هلند زندگی میکنم. در بچگی، در خانوادهام معمول بود که بچهها رو در کلاسهای قرآنی بفرستیم تا روزی حافظ یا حافظه بشن. من با عربی شروع کردم و بعد از چند سال، یادگیری حفظ قرآن رو شروع کردم. در یک مقطعی من این راه رو رها کردم چون دنبال دنیا رفتم. من به دنبال پول زیادی بودم و اهمیتی ندادم که چه چیزی رو قربانی میکنم. دیگه به درسها نرفتم، از یادگیری اسلام دور شدم و در انجام پنج نماز روزانهام سهلانگاری کردم. از دیدگاه یک فرد بیرونی، به نظر میرسید که اوضاع خوب پیش میره: درآمدم بیشتر شد، سرمایهگذاریهای پرخطری کردم و با گذشت زمان بیش از ۱۰۰ هزار یورو جمع کردم. این موفقیت باعث شد که مغرور بشم. شروع کردم به قضاوت مردم بر اساس ثروت و موقعیتشون به جای اخلاقشون. همهچیز رو سرمایهگذاری کردم به امید اینکه میلیاردر بشم. بعد همهچیز خراب شد - هر یورویی که داشتم در کریپتو از دست دادم. دوست داشتم. نمیتونستم بخوابم و حس میکردم هیچ چیزی ندارم. در ناامیدیام به اسلام برگشتم. اگه پول میتونه اینقدر سریع ناپدید بشه، چطور میتونه همه چیز بوده باشه؟ به یادگیری برگشتم، شروع کردم به نماز خوندن به طور درست و به موقع، ذکر بیشتری انجام دادم و روی توکلم به خدا کار کردم. الحمدلله، آرامشی پیدا کردم که قبلاً هرگز نمیدانستم. خدا چیزهایی به من داده که انتظارش رو نداشتم. کسبوکارم به آرامی بهتر میشه، سلامت جسمی و روحیام بهبود پیدا کرده و دوباره به حفظ قرآن برگشتم. هنوز در مسیر becoming a hafiz هستم، انشاءالله. درسی که گرفتم اینه که از برچسب زدن به رویدادها به سادگی خوب یا بد پرهیز کنم. چیزی که میخواهیم ممکنه مضر باشه، و چیزی که از دست میدیم ممکنه رحمت باشه. اگه خدا اون ثروت رو در زمانی که مغرور بودم با من نگه میداشت، میتونست قلبم رو سخت کنه. همونطور که قرآن میگه، “و ممکن است چیزی را دوست نداشته باشید در حالی که برای شما خوب است، و ممکن است چیزی را دوست داشته باشید در حالی که برای شما بد است. خدا میداند و شما نمیدانید.” (۲:۲۱۶) باشد که خدا ما را هدایت کند و به ما رضایت عطا کند.