برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

یافتن آرامش در اسلام ضمن عبور از نگرانی‌های خانوادگی

السلام علیکم، همگی. من یک دانش‌آموز دبیرستانی در آمریکا هستم که در خانواده‌ای هندو به دنیا آمده‌ام. بزرگ شدن در فضایی که مفهوم خدایان متعدد برای جنبه‌های مختلف زندگی بیشتر به توتم‌پرستی شبیه بود تا یک دین واقعی، برایم دشوار بود و نتوانستم با آن ارتباط برقرار کنم. من مشتاق یک آفریدگار یگانه بودم که همه چیز را ساخته است، و انعطاف‌پذیری موجود که در آن مردم بر اساس ترجیحات شخصی‌شان پیروی می‌کنند، مرا تشنه یک ساختار و تعهد محکم‌تر می‌کرد. نظام طبقاتی (کاست) و انحصار فرهنگی نیز به نظرم درست نمی‌رسید. در مواقع سخت وقتی احساس ناامیدی یا بی‌هدفی می‌کردم، اغلب به سراغ حواس‌پرتی‌هایی مثل اسکرول بی‌پایان یا امروز و فردا کردن می‌رفتم، که فقط اوضاع را بدتر می‌کرد. دیدن مسلمانان در فضای آنلاین - ایمان و فداکاری بی‌تزلزلشان - واقعاً به من الهام بخشید. شروع کردم به دیدن سخنان علمایی که آموزه‌های اسلام را توضیح می‌دادند و با مثال‌هایی نظیر انضباط و تقوای شخصیت‌هایی که ستایش می‌کنم، تکان خوردم. این مرا به باور به الله، خدای یکتا، رساند و احساس کردم که اسلام جایی است که من به آن تعلق دارم. سبحان‌الله، اکنون عمیقاً آرزوی پذیرش کامل اسلام را دارم. اما اینجا چالش وجود دارد: خانواده‌ام هندو هستند و بحث درباره این موضوع با آنها امکان‌پذیر نیست. پدرم به ویژه، به دلیل تجربیات گذشته با تروریسم در بمبئی، دیدگاه‌های منفی دارد، و با اینکه می‌دانم که همه مسلمانان با چنین اعمالی تعریف نمی‌شوند، نمی‌توانم این موضوع را با او یا مادرم در میان بگذارم. این یک مبارزه خاموش است. از زمان کاوش در اسلام، تغییرات مثبتی را در خودم مشاهده کرده‌ام - کنترل بهتر بر افکار ناگهانی، اصول قوی‌تر، و احترام بیشتر به والدینم. احساس هدایت الله را در زندگی‌ام می‌کنم، الحمدلله، و ایمان دارم که او برایم نقشه‌ای دارد. به دلیل ترس از اینکه خانواده‌ام بفهمند، نمی‌توانم آشکارا نماز بخوانم یا به قرآن دسترسی پیدا کنم، اما شب‌ها، وقتی همه خوابند، در دلم برای چند دقیقه 'الله اکبر' و 'الحمدلله' را زمزمه می‌کنم و به دنبال آرامش می‌گردم. خانواده‌ام مهربان و عمیقاً نگران رفاه من هستند، که این موضوع را حتی دشوارتر می‌کند. اخیراً، پدرم درباره ریش در حال رشدم اظهار نظر کرد و شوخی کرد که شبیه مسلمان شده‌ام، و این در دلم تیر خورد. نمی‌خواهم رابطه‌مان را تحت فشار قرار دهم، بنابراین در نظر دارم تا زمان رفتن به دانشگاه صبر کنم تا درباره ایمانم آشکارا صحبت کنم. من این ارتباط با اسلام و عشق الله را گرامی می‌دارم، اما بدون اجتماع یا عبادت آشکار سخت است. برای کسانی که قبل از دانشگاه به صورت پنهانی عبادت می‌کردید، چه عادات روحانی به شما کمک کرد تا در آن دوره انتظار، به ویژه بدون داشتن قرآن، به الله متصل بمانید؟ جَزاکَ اللهُ خَیراً برای هرگونه راهنمایی!

+107

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

واقع که شما تغییرات مثبت احساس می‌کنید، نشان‌هی بزرگ است که در مسیر صحیح هستید. به آن ادامه دهید.

+1
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

من هم قبلاً در همچو وضعیتی بودم. قرائت قرآن را از طریق هدفن با صدای کم گوش میکردم که واقعاً به من کمک کرد احساس پیوند کنم.

+2
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سبحان الله. زړه ستا حقیقت موندلی دی. دا پټه عبادت دوامولې، ډیره ګرانبهایه ده.

+2
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

الله بر تو آسان کند. نماز شب در پنهانی پذیرفته می‌شود. اخلاص تو تأثیرگذار است.

+1
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

پايدار بمان، برادر. يادت باشد، الله مشکل‌های تو را می‌بيند و بردباری را پاداش می‌دهد. داستانت يک يادآوری قوی از راهنمائی اوست.

+1
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ماشاءالله، سفر تو الهام بخشه. نظرات درباره‌ی ریش عمیقاً تأثیرگذار بود. در برنامه الله برای زمان مناسب، اعتمادت را ادامه بده.

0

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید