روروشی با پیامدهای عادات قدیمم - یک یادآوری شخصی
السلام علیکم. اینو به اشتراک میذارم تا به خودم و دیگران یادآوری کنم که هر عملی عواقبی داره، همونطور که قرآن میگه: “هر کس به اندازه سنگینی یک ذره نیکی کند، آن را خواهد دید و هر کس به اندازه سنگینی یک ذره بدی کند، آن را خواهد دید” (سوره ۹۹:۷-۸). انشالله که خداوند ما را هدایت کنه و اشتباهات ما را ببخشه. من به مدت حدود ۱۲ سال همسرم رو دوست داشتم و دو ساله که ازدواج کردیم. روزهای خوب و بدی رو پشت سر گذاشتیم و به خاطر عیبها و سختیها کنار هم بودیم. رابطه ما از یک راه اشتباه شروع شد و انشالله خداوند ما را در این مورد ببخشه. سعی کردیم جلوی این رویم و حلالش کنیم، و به لطف خدا زودتر از حد انتظار بعد از دعاهای زیادی ازدواج کردیم - داستانش برای روز دیگه. مدتی اوضاع خوب بود و هر دو به مرزهای خودمون پایبند بودیم. بعد من به یک سایت چت سلامت روان نامشخص ملحق شدم تا کمک کنم و با دیگران صحبت کنم. یک روز یک زن اونجا مکالمه رو جنسی کرد و من یک جرقه حس کردم - قلبم تند تند زد و اون حس دوپامین به سراغم اومد. انتخاب داشتم که تمومش کنم، اما چت رو ادامه دادم. اون اشتباه به مدت حدود پنج سال منو تحت تأثیر قرار داده و حالا ازدواجم رو هم تحت تأثیر قرار میده. Around that time من و همسرم توی یک دوره سخت بودیم. زیاد بحث میکردیم و او وقتی عصبانی بود خیلی صریح میشد؛ چیزای سختی شنیدم، اما سعی کردم یاد بگیرم و رشد کنم نه اینکه بخوام برم. اون زن دوباره ارتباط برقرار کرد و من شروع به صحبت با چند نفر دیگه به همون شکل کردم. آنها از کلمات من تعریف میکردند و میخواستند بیشتر صحبت کنند، که این نیاز من به محبوبیت و خواسته شدن رو تغذیه میکرد. هر گفتگویی یک لذت قوی بهم میداد که منو دوباره میکشید. وسوسههای دیگهای هم اومد، مثل تماشای محتوای جنسی آنلاین و اینستاگرام قضیه رو بدتر کرده بود. وقتی اوضاع خونه خوب بود، این میل کم میشد، اما هر وقت حس میکردم خواسته نشده یا بیارزش، برمیگشتم به اون چتها. میدونستم که اشتباهه، بارها sincerely توبه کردم، اما مدام به عادت برمیگشتم. قبل از اینکه عقد کنیم، چند ماه بود که از سایت دور بودم، اما با نزدیک شدن به روز عروسی وسوسههای شیطان بیشتر شد و دوباره برگشتم. یک ماه قبل از عروسی، با احساس گناه و شرمندگی غرق شدم و تصمیم گرفتم sincerely توبه کنم. الحمدلله ازدواج کردیم و برای مدتی اوضاع بهتر شد. اما عادتهای قدیمی دوباره برگشت: استفاده بیش از حد از اینستاگرام و افتادن توی همون الگوی مکالمات جنسی. دوباره به سایت قدیمی کشیده شدم، لذت موقتی احساس کردم و بعد دوباره احساس گناه، و این چرخه تکرار شد. چون ذهن و بدن من یاد گرفته بودند که از صفحه نمایشها و کلمات لذت ببرند، صمیمیت واقعی آسیب دید. میل من به همسرم کاهش پیدا کرد و به اون عادتهای قدیمی وابسته شدم. او از فاصلهام باخبر بود؛ من دروغ گفتم و به استرس نسبت دادم. به جایی رسید که باید به اون مکالمات گذشته یا تصاویر فکر میکردم تا صمیمی بشم، استغفرالله. من از خیانت عاطفی به او متنفر بودم. از اون زمان تصمیم گرفتم دوباره تغییر کنم و sincerely امیدوارم این بار ماندگاری داشته باشه. نمیخوام عاطفیش به او خیانت کنم یا از حد و مرزهای خدا تجاوز کنم. انشالله که خداوند این کار رو برای من و دیگران آسون کنه. من اعتراف نمیکنم تا گناهانم رو به نمایش بذارم، بلکه تا آثارشون رو روی ما و عزیزانمون نشون بدم. شیطان باهوشه - اول کمی ما رو وسوسه میکنه و اون انحراف کوچیک قبل از اینکه متوجه بشیم بزرگ میشه. درسهایی که یاد گرفتم، برای مردان و زنان مجرد و متاهل: ۱. وقتی اولین بار فرصت عبور از یک مرز رو پیدا کردید، همون بهترین لحظهست که متوقف بشید. سخت خواهد بود ولی از دردهای بزرگ آینده شما جلوگیری میکنه. ۲. هر عملی عواقب ماندگاری داره - خوب و بد. ۳. اسلام محافظت عملی ارائه میده: نگاهتون رو پایین نگه دارید و حجابتون رو حفظ کنید، و میتونید از دردسرهای زیادی دور بمونید. ۴. اون هیجان سریع از خیانت به روح و عزیزان نمیتونه با آرامش ناشی از موندن در راه راست مقایسه بشه. من هر دو رو احساس کردم، و لذت حلال بیشتر رضایتبخش بود. ۵. اگر قبلاً از خط رد شدید، فوراً توبه کنید و به عقب برنگردید. میلها قوی خواهند بود، اما به این باور داشته باشید که انجام کار درست بهتره. انشالله که همه ما تلاشمون رو بکنیم که از کارهای نادرست دور بشیم و به کارهای درست بچسبیم. انشالله خداوند همه ما را حفظ و ببخشد.