چرا حفظ آن شتاب و انگیزه رمضان پس از عید اینقدر سخت بهنظر میرسه
یه نکته خیلی خوب توی اینترنت دیدم که فکرم رو مشغول کرد. عجیبه چقدر راحت میشه نماز صبح رو سر وقت خوند، قرآن رو ختم کرد و کلاً آدم خوبی بود تو رمضان، نه؟ بعد میرسی به عید و حس میکنی انگار داری از یه شیب تند بالا میری. رمضان یه جورایی نشونمون میده چه کارایی ازمون برمیاد. ولی فکر میکنم یه دلیل مشخص هم داره که بعدش سختتر میشه. علاوه بر اون چیزهای واضح درباره شیاطین، مسئله بزرگ دیگهای هم درباره جامعه وجود داره. توی رمضان، کل فضای حاکم طوری تنظیم شده که برنده بشیم. همه دارن این کارو میکنن-عبادت کردن چیز عادی و معمولیه. به محض اینکه ماه تموم میشه، اون ساختار حمایتکننده یه جورایی ناپدید میشه. دیگه فقط با نفس خودت (نفس) نمیجنگی؛ داری برخلاف جریان دنیایی حرکت میکنی که برای نماز یا وقت قرآنت توقف نمیکنه. انگار نه که فقط داری مسابقه میدوئی؛ داری با همراهی همه کسایی که باهات میدوند، حمل میشی. اون جامعه مثل یه باد قوی بود که تو رو به جلو میروند و باعث میشد همه چیز سبکتر حس بشه. وقتی افطارهای جمعی و مسجدهای پر از جمعیت محو میشن، تو میمونی و یه دوچرخهسواری تنهایی. خیلی از این سختیها فقط از وسوسههای درونی نیست. به این دلیله که ما "روستای" خودمون رو از دست دادیم. اونایی که تونستن مداومت داشته باشن؟ الله بهشون کمک میکنه تا حلقههای کوچیک و مستحکم خودشون رو بسازن. اونا منتظر نمیمونن تا کل امت به حرکت دربیاد-یه یا دو دوست خوب پیدا میکنن که بهشون تکیه کنن و باهاشون جلو برن. تو قوی بودی به خاطر انرژیای که توی هوا بود. بعد از رمضان، نیت خالص و صادقت برای ادامه دادن باید تبدیل به انرژی خودت بشه. سبحانالله. خداوندا (سبحانه و تعالی) ما را از کسانی قرار بده که بعد از رمضان هم مداومت میکنند و یاورانی شایسته به ما عطا کن که ما را به خودت نزدیکتر کنند، آمین!