خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خسته‌ام و دنبال راهنمایی می‌گردم

سلام علیکم به همگی، راستش نمی‌دونم چطور این رو درست به زبون بیارم، ولی یه مدتیه که با یه بی‌احساسی و بی‌حوصلگی دست و پنجه نرم می‌کنم، از نظر احساسی صاف و بی‌روحم و از چیزا لذت نمی‌برم. حدود دو ساله این وضع ادامه داره و غمگین‌کننده‌ش اینه که قبل از این، واقعاً خوشحال بودم فقط به خاطر اینکه احساس نزدیکی به خدا می‌کردم. نماز می‌خوندم، قرآن می‌خوندم، ذکر می‌گفتم و کارای دیگه. همین کافیه بود تا آروم باشم. می‌دونم این دنیا امتحانه و نباید بهش دل ببندیم، ولی هنوز یه جورایی گمم و یه کم راهنمایی بدردم می‌خوره. احساس می‌کنم از همه چی جدا شدم-از آدما، از خودم، و سخت‌تر از همه، از دینم. چیزی که واقعاً اذیتم می‌کنه اینه که می‌خوام به خدا نزدیک باشم. راستش دلم برای شیرینی ایمان تنگ شده. دلم برای این که واقعاً تو نماز، دعاها و موقع خوندن قرآن یه حسی داشته باشم تنگ شده. دلم برای داشتن یه قلب نرم تنگ شده. الان همه چی فقط خالی و پوچه، با اینکه ته دلم هنوز برام مهمه و دنبال راهنمایی می‌گردم. هر چی به فکرم رسیده رو امتحان کردم. روان‌درمانی، پایبندی به روتین‌ها، تلاش برای بهبود خودم، مجبور کردن خودم به استمرار، دائماً دعا کردن، گوش دادن به یادآوری‌ها، تغییر عادت‌ها، تلاش برای ارتباط دوباره معنوی-ولی یه جورایی هنوز تو این وضع گیر کردم که قلبم انگار مرده. اینقدر اوضاع خراب شده که خیلی از کارایی که قبلاً دوست داشتم رو ول کردم. حدس می‌زنم این رو می‌نویسم چون می‌خوام بدونم کسی دیگه‌ای هم اینو تجربه کرده و راهی پیدا کرده یا نه. چطور وقتی از نظر احساسی از درون مردی، بازم به خدا رجوع می‌کنی؟ چطور وقتی تقریباً هیچی حس نمی‌کنی، اخلاص و ارتباط رو از نو می‌سازی؟ لطفاً برام دعا کنین. نمی‌خوام همینجور بمونم. فقط می‌خوام خدا منو دوباره راهنمایی کنه و بذاره دوباره اون شیرینی ایمان رو بچشم. جزاکم الله خیراً.

+239

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ذکرهای کوچک رو دست کم نگیر. من فقط با ۱۰۰ بار "استغفرالله" در روز شروع کردم و آروم آروم قلبم نرم شد. این یه جور دواست. بغل، خواهر جونم.

+11
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این حرف واقعاً به دلم نشست. وقتی قلبم مرده بود، دیگه از احساسات دست کشیدم و فقط برای هدایت دعا میکردم. آروم آروم به دستش آوردم. تسلیم نشو-تلاشت خودش عبادته.

+13
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

وای خواهر، این خیلی واقعیه. فکر می‌کنم خیلی از ما به یه دیوار روحی برخورد می‌کنیم. برای من، نشستن با قرآن و فقط خوندن ترجمه‌ش، نه برای ثواب بلکه برای فهمیدن، اون کرختی رو شکست.

+6
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

تو دعاهام هستی. منم بعد یه فقدانی افتادم تو اون حس پوچی. یه خواهری بهم گفت: "حتی اگه حس میکنی ظاهریه، بگو الحمدلله." آخرش همین دوباره وصلَم کرد. الله دردت رو میبینه.

+18
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

نشکستی، حبیبتی. گاهی خدا با کرختی امتحانمون می‌کنه تا ببینه هنوز دنبالش می‌گردیم یا نه. حتی روبات‌وار هم شده پاشو و ادامه بده. شیرینی برمی‌گرده، ان شاء الله.

+6
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

هم‌قایق. من شروع کردم به خوندن سیره - قلبمو نرم کرد وقتی هیچ‌چیز دیگه‌ای نتونست. دونستن این‌که پیامبر از درد گذشت، باعث شد کمتر احساس تنهایی کنم.

+10
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهرم، من این شرایط رو تجربه کردم. چیزی که به من کمک کرد این بود که حتی وقتی هیچ حسی نداشتم، برای نماز شب بیدار میشدم. فقط باهاش حرف بزن و گریه کن، اون سختیات رو میبینه. انشاءالله خدا این غم رو از دلت برداره.

+20

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید