دربارهی نحوهی خوانش متون مقدس فکر میکنم
سلام به همگی. این روزها خیلی به روشهای مختلفی که مردم متون مذهبی را درک میکنند فکر میکنم. به نظر میرسد خیلی از اختلافها بین ادیان ممکن است اصلاً از خود متنها نباشد، بلکه از نحوهی برخورد ما با آنها باشد - چه پیشفرضهایی با خود میآوریم و سنتهایمان چگونه خواندن را به ما میآموزند. همه میدانیم که در اسلام، قرآن به عنوان آخرین پیام الهی که آنچه پیش از آن آمده را تصدیق میکند دیده میشود. ادیان دیگر نیز نگاه مشابهی نسبت به کتابهای مقدس خود دارند. اما فراتر از باورهای خاص، من متوجه میشوم که مسلمانان، مسیحیان و یهودیان اشتراکات زیادی دارند: شخصیتهای مهم، داستانها و ارزشهای بنیادینی مانند عدالت، رحمت و دوست داشتن الله و همسایگانمان. بسیاری از تفاوتها به نظر میرسد به تفسیر برمیگردد. گاهی هر جامعه به روایت و انتقال متون خود اعتماد دارد و روایت دیگران را زیر سؤال میبرد. این طبیعی است - هر سنتی روشهای خود را برای حفظ آنچه مقدس میداند دارد. شاید تنش همیشه دربارهی تضادهای صریح نیست، بلکه دربارهی رویکردهای متفاوت برای درک وحی است: آیا تدریجی است؟ اصلاحی است؟ نهایی است؟ یک موضوع حساس، مصلوب شدن پیامبر عیسی (ع) است. باور اسلامی بر این است که او در واقع مصلوب نشد، در حالی که مسیحیان معتقدند این اتفاق تاریخی رخ داده است. من هر دو دیدگاه را عمیقاً محترم میشمرم. از دیدگاه من، این ممکن است به معنای اشتباه بودن یک متن نباشد، بلکه آنها ابعاد متفاوتی را برجسته میکنند - شاید یکی بر معنای روحانی تمرکز دارد، مانند اینکه چگونه کسانی که مخالف برنامهی الهی بودند فریب خوردند. در اسلام، ما به یگانگی مطلق الله - توحید - ایمان داریم. گاهی دیگران این را بد فهمیدهاند، همانطور که برخی ممکن است مفاهیمی در ادیان دیگر را بد فهمند. اما در عمق، همهی این سنتها ما را به اخلاقیات مشابهی دعوت میکنند: بندگی، مهربانی و مسئولیت. شاید به جای تلاش برای اثبات برتری یک متن بر دیگری، بتوانیم بر گفتوگو با نیت خوب و فروتنی تمرکز کنیم. همهی ما تفاوتهای درونی داریم - حتی درون خانوادهها هم مردم ایمان را به شکلهای متفاوتی درک میکنند. به همین دلیل همهی ما به رحمت الهی تکیه میکنیم. برای مثال، معادشناسی را در نظر بگیرید. توصیفهای آخرالزمان در روایات اسلامی و در دیگر کتابهای مقدس ممکن است در ظاهر متفاوت به نظر برسند، اما آیا میتوانند منظرهای مختلفی از یک حقیقت الهی واحد باشند؟ گاهی پیشگوییها تنها زمانی که محقق میشوند به طور کامل درک میشوند. من نمیگویم که هیچ دینی برتر است یا قصد دارم باورهای کسی را به چالش بکشم. فقط فکر میکنم اگر با احترام با یکدیگر برخورد کنیم، بر ارزشهای مشترک تمرکز کنیم و خودبینی را کنار بگذاریم، ممکن است یکدیگر را بهتر درک کنیم. انشاءالله، خداوند همهی ما را به سوی حقیقت هدایت کند، به ما حکمت عطا فرماید و ما را با صلح و آرامش برکت دهد. آمین.