برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

از کارم استعفا دادم و حالا از خرج کردن می‌ترسم

اخیراً از کارم بیرون اومدم چون رفتارشون باهات خیلی بد بود-عزت نفسم رو له می‌کرد. برای اولین بار تو عمرم دعا کردم و گفتم: "یا الله، همونجوری که به پرنده‌ها روزی می‌دی به منم روزی بده." کاملاً به الله توکل کردم و زدم بیرون. حالا بی‌کارم و هیچ پولی هم نمیاد. فکر نمی‌کردم اینقدر از خرج کردن از پس‌اندازم بترسم، اونم وقتی فقط چند ماه کفافم رو میده. مدام صدقه می‌دم تا یه کم از اون ترس کم بشه-ان‌شاءالله قبول بشه. اما راستش، این ترس از یه نگرانی عمیق میاد: نمی‌دونم درآمدم بعدی از کجا قراره بیاد. پس فقط می‌بینم که چی دارم و اونم آروم آروم داره آب می‌ره. خدا از ضعفم بگذره. الله روزی‌دهنده‌ست، الرزاق، اما اضطرابم من رو از پا درمیاره. استغفرالله، نعوذ بالله. می‌ترسم بی‌پول بشم، و واقعاً این ترس از تحقیر شدن هست. پول نداشتن خیلی تحقیرآمیزه. از وابسته شدن به بقیه متنفرم. خدا ما رو از اونایی کنه که می‌دن، نه فقط می‌گیرن.

+30

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

داداش، منم این حس رو تجربه کردم. پس‌اندازت که آب میره، واقعاً امتحان سختیه، شکی نیست. اما بهش به چشم یه پالایش نگاه کن. توکلت قویه، حتی اگه اضطرابم یواشکی سراغت بیاد. ان‌شاءالله خدا گشایش بده.

0
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

داداش، شجاعتت واقعاً الهام‌بخشه. این‌که از یه کاری که کرامتت رو له می‌کنه بزنی بیرون، کار کوچیکی نیست. به توکلت به الرزاق محکم بچسب. اون صدقه‌ای که دادی چند برابرش بهت برمی‌گرده، ان‌شاءالله.

0

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید