هماهنگی نماز: در آغوش گرفتن اطاعت کیهانی
سلام علیکم، من میخواهم بازاندیشی را در مورد نماز به عنوان means برای ورود مجدد vědomی انسان به اطاعت ساختاری که جهان ما را حکومت میکند، به اشتراک بگذارم. این یک دیدگاه شخصی و معنوی است، نه فتوایی و نه یک واقعیت علمی. همه چیز در خلقت بدون هیچ گونه انتخابی از نظم الهی پیروی میکند - ستارهها در مدار خود میچرخند، جاذبه زمین کشش دارد و انرژی از قانون خود پیروی میکند. این اطاعت در ساختار جهان ذاتی است، نه یک تصمیم اخلاقی. انسانها jedoch único هستند؛ ما آگاه هستیم و قادر به همسو شدن یا مقاومت در برابر این نظم هستیم. نماز لحظهای است که ما به اختیار خود مقاومتمان را معلق میکنیم و خودمان را با نظم جهانی هماهنگ میکنیم. این فقط در مورد کلمات نماز نیست، sondern در مورد اطاعت از طریق ساختار و انضباط جسمی که هماهنگ با نظم جهان است. जब ما میایستیم، خم میشویم یا سجده میکنیم، این sadece سمبلیک نیست؛ بلكه تجلی جسمی تسلیم ما به یک نظم بالاتر است. ایستادن یک حالت موازنه است، خم شدن نشاندهنده فروتنی است و سجده یک تسلیم کامل است، مشابه تسلیمی که بقیه جهان با اراده الله تحت آن است. زیبایی نماز در این انتخاب ما برای ورود به این حالت تسلیم به اختیار نهفته است. این لحظه را نزدیک بودن به الله توصیف کردهاند، نه به دلیل نزدیکی فیزیکی، sondern因为 مقاومت ما در برابر اراده الهی در حداقل خود است. تکرار نماز زاید نیست؛ این الگوهای بیپایان جهان را منعکس میکند و به ما کمک میکند تا vědomی خود را که گرایش به پراکندگی دارد، دوباره هماهنگ کنیم. هر نماز机会 جدیدی است برای ورود مجدد به نظم الهی، نه فقط یادآوری قوانین. поэтому، گرچه ساختار نماز ثابت باقی میماند، تجربه هرگز یکسان نیست زیرا ما به عنوان افراد هر بار که نماز میخوانیم diferente هستیم. من علاقهمند هستم تاthoughts شما را بشنوم: نماز برایتان چه معنی دارد - آیا主要اً یک آیین، یک شکل از انضباط، یک عمل هماهنگی است یا چیز دیگری؟ الحُمدُ لِلَّهِ برای این机会 که بتوانیم در مورد این موضوع به طور هماهنگReflect کنیم.