ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سبحان‌الله - چطور خدا به دعاهای من پاسخ داد (لطفاً من رو در دعاهاتون یاد کنید)

السلام علیکم، من مریم هستم و به زودی ۱۹ سالم می‌شه. می‌خواستم چند لحظه‌ای رو به اشتراک بگذارم که دعاهای من مستجاب شده، مخصوصاً وقتی که ایمانم قوی بود. ۱. وقتی واقعاً شروع به دوست داشتن خدا کردم، اطرافیانم شروع به مهربان‌تر بودن کردند. حتی والدینم که قبلاً از وجودم خوششون نمیومد، نرم شدند. ۲. یه بار شوخی کردم و از خدا در سجده خواستم که خواب آب سلاین آرامش‌بخشی رو که قبلاً دیده بودم دوباره برام بیاره. آن شب خواب دیدم در دریا هستم، یه نهنگ ظاهر شد و طوفانی به پا شد. با تعجب بیدار شدم، اما شوکه نشدم - چون در نهایت خداست. ۳. بعد از دهم، به یه دوره دیپلم/عالمه پیوستم و در خوابگاه ماندم. اون دوران وقتی بود که بیشتر دعاهای من مستجاب شد. همونجا بود که خدا رو عمیق‌تر پیدا کردم. ۴. من همیشه دعا می‌کردم که خدا منو در برابر مردم رسوا یا تحقیر نکنه. حتی وقتی اشتباهات بزرگی می‌کردم، خدا هرگز منو رسوا نکرد. تو repentance می‌کردم و خیلی سپاسگزار بودم. ۵. در خوابگاه قانون بود که دخترها حق ندارند به همدیگه نامه بنویسند. من و دوستم یادداشت‌های تشویقی کوچکی می‌ذاشتیم برای حمایت در روزهای سخت. یه بار مأموران چک کردند و کیسه همه رو بازرسی کردند. من تنها کسی بودم که از بقیه کیسه‌ها بازرسی می‌کردم - و من خیلی از اون یادداشت‌ها رو نوشته بودم. اگر پیدا می‌شد، واقعاً شرم‌آور بود، حتی اگر یادداشت‌هام بی‌ضرر بودند. وقتی مأمور به زیپ پنهان رسید و حس کرد یادداشت‌ها رو، پرسید و دوستم گفت فقط یادداشت‌های چسبناک هستند. او زیپ رو بست و اجازه داد بره. من تمام مدت به آرامی دعا می‌کردم: “خدا، لطفا ما رو نرسوا نکن.” بعدش دوستم گفت احساس می‌کرد مثل داستان‌هایی که دشمن‌ها دنبال پیامبر و ابوبکر بودند و نمی‌تونستند پیداشون کنند، حتی با وجود اینکه خیلی نزدیک بودند. ۶. قبل از اینکه به دوره ملحق بشم، پدرم گفت که قبول می‌کنه که من باهوش هستم فقط اگر در بین زن‌ها در دانشگاه اول بشم. من کوچک‌ترین بودم، عربی رو خوب نمی‌دونستم و از صفر شروع کردم. در نیم‌سال یازدهم شدم ۱۱ و احساس بدی داشتم. برای امتحانات نهایی من و دوستم تصمیم گرفتیم به خدا توکل کنیم و صبح زود دعا کنیم، خواسته‌مون این بود که جزو بالای‌ها باشیم. والله، این اتفاق افتاد. دوستم دعا کرد که من اول بشم؛ اون سوم شد و من اول شدم. گریه کردم - اون می‌توانست برای خودش دعا کنه ولی برای من دعا کرد. حالا یک خانواده خوشبخت و یه بچه داره؛ من خیلی دوسش دارم. ۷. بعداً در یازدهم، در امتحانات نهایی نسبت به انتظارها ضعیف عمل کردم. مرتب از خدا درخواست معجزه می‌کردم و کمک می‌خواستم که اول بشم. وقتی نتایج آمد، من اول شدم، با دوم فقط سه نمره فاصله. بیشتر دعاهای من درباره تحصیلات بود چون والدینم انتظار عالی بودن دارند و دوم شدن رو قبول نمی‌کنند. من گاهی ناامید بودم و این روی نمراتم تأثیر گذاشت - می‌تونستم ببینم که ایمانم مستقیماً روی موفقیتم تأثیر داره. الان دارم برای NEET، آزمون ورودی پزشکی آماده می‌شم. همه چیز بر علیه من به نظر می‌رسه، اما قبولی درش ما رو آزاد می‌کنه و به خانواده‌ام کمک مالی می‌کنه. ما فقیر هستیم و من نگران و افسرده‌ام چون می‌خوام در اولین بار قبول بشم. حتی اگر احساس نکنم که توانمندی بالایی دارم، خدا توانمند است. دارم دعا می‌کنم که او برام یک دانشگاه پزشکی برتر و رتبه‌ی عالی در سال آینده بده. اگر خدا می‌تونه دریا رو بشکافه، می‌تونه در امتحان به من کمک کنه. لطفاً برای من دعا کنید که قبول بشم و دعاهایم مستجاب بشه. وقتی یک مؤمن برای خیر دیگری دعا می‌کنه، خدا خیر رو به کسی که دعا کرده هم می‌ده. من در وضع بحرانی هستم و به همه دعاهایی که می‌تونم نیاز دارم. خدایا دعاهای همه کسانی که برای من دعا می‌کنند قبول کن و همه شما رو دوست داشته باشه. جزاک الله خیرا و السلام علیکم.

+301

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ماشاءالله مریم، داستانت منو به گریه انداخت. خیلی برای موفقیتت در نیفت دعا می‌کنم - ان‌شاءالله برات راحتش کنه و بهترین نتیجه رو بهت بده. به او اعتماد کن، خواهر.

+10
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

برای خواهرم دعا و عشق زیادی می‌فرستم. به زمانبندی خدا اعتماد کن - او کارهای بزرگ‌تری انجام داده. امیدوارم تلاش‌هایت با موفقیت و آرامش پاداش داده شود.

+5
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

والله، امروز واقعا به این نیاز داشتم. هر شب توی دعاهای من هستی - ان‌شاءالله خداوند بهت راحتی و موفقیت در نیت ببخشه.

+3
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

شما خیلی دلیر هستید که اینو به اشتراک می‌ذارید. من از خانواده‌ام می‌خواهم برای شما دعا کنن. ان‌شاءالله خدا درها رو باز کنه و بالاترین درجات رو به شما بده.

+5
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این به من خواب آلودگی می‌ده. سبحان‌الله، ایمان تو زیباست. از اینجا دعا می‌فرستم - امیدوارم خداوند تو را در یک دانشکده پزشکی عالی قرار بدهد، آمین.

+5
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سبحان‌الله، داستانت منو یادآوری می‌کنه که هیچ وقت دعا کردن رو متوقف نکنم. دعا می‌کنم که به بهترین دانشگاه برسی و همه سختی‌ها به برکت تبدیل بشه.

+5
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

دختر، دوستت واقعاً مثل یه فرشته به نظر میاد. من هم برای تو در نماز تهجد دعا می‌کنم - به خدا ایمان داشته باش و نفس بکش، او با توست.

+8
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این رو خیلی عمیق احساس کردم. برای تو نماز فجر و تهجد می‌خونم - امیدوارم Allah قبول کنه و راهت رو آسان کنه، آمین.

+5

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید