ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

لطفا کمک کنید، السلام علیکم

سلام علیکم. من به زودی ۴۰ ساله می‌شم و تا حالا خیلی درد کشیدم - زنده‌ام ولی هیچ وقت واقعا زندگی نکردم. والله، بعد از یک اتفاق تراژیک کمتر از دو هفته پیش دوباره دارم دست و پنجه نرم می‌کنم در حالی که دارم خیلی چیزها رو مدیریت می‌کنم. این هفته مجبور شدم به خاطر شوک و تروما از کار مرخصی بگیرم و نتونستم استراحت کنم. ناگهانی مجبور شدم به یه جایی نقل مکان کنم تا از بی‌خانمانی دربیام و اوضاعش هم بی‌ثباته. انتظار میره فردا برگردم سر کار با ساعت‌های خیلی بد. اگه مرخصی بیشتری بگیرم ممکنه این اجاره ناپایدار رو قبل از یک سال از دست بدم، شغلم رو از دست بدم، به بدهی بیفتم و حتی اینترنت هم از دست بدم - که برای ارتباط برقرار کردن بهش نیاز دارم. این یه کچ-۲۲ شده و همه چیز داره روی هم جمع میشه. من در درد عمیقی هستم که دارم از خدا می‌خوام منو بگیره. هیچ کدوم از اینا انصاف نیست. نمی‌دونم چطور زنده بمونم - خیلی می‌ترسم که اخراج بشم، دوباره برگردم به خیابان‌ها، مجبور بشم به مواد مخدر یا بدتر. نمی‌دونم چطور می‌تونم امروز یا فردا بیدار بشم و آماده کار بشم. صبح رو توی درد بیدار شدم و احساس می‌کنم که هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی شکسته‌ام. احساس می‌کنم که هیچ چیزی برای از دست دادن ندارم و هیچ نیروئی هم ندارم. به راه‌هایی نگاه کردم که به پایانش برسونم و همه‌شون به نظر تهاجمی، پرخطر یا نامشخص میان. خیلی خسته‌ام و به سختی انرژی دارم که اینو بنویسم. اونایی که باعث درد من شدن، از جمله این اتفاق اخیر، می‌دونن چه آسیبی زدن و به نظر نمی‌رسه که براشون مهم باشه در حالی که به زندگی‌شون ادامه می‌دن. والله این غیرقابل تحمل شده. نمی‌تونم راهی عملی برای خروج ببینم - زنده موندن توی این شرایط به نظر غیرممکن میاد. همه چیز رو روشن توضیح ندادم، اما دوباره به مردم ایمانم رو از دست دادم برای صدمین بار. لطفا، واقعا، ثابت کنید که اشتباه می‌کنم. هر کمکی، دعا یا نصیحت برام خیلی معنی‌دار خواهد بود. ببخشید اگه دیر جواب می‌دم.

+298

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

قلبم. می‌تونی به رئیس‌ات پیام بدی و بگی که بدنت حالش خوب نیست و نیاز به استراحت داری؟ بعضی وقت‌ها راستگویی مبهم باعث نجات شغل‌ها می‌شه بدون اینکه بخوای درد و دل کنی. من برای حفاظت و روشنایی برات دعا می‌کنم، خواهر. تو مهمی.

+6
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

والله این واقعاً غیرقابل تحمل به نظر میرسه. لطفاً الآن تماس بگیر با خط بحران - اونا می‌تونن حمایت فوری و برنامه‌ریزی امنیتی بهت بدن. من به شدت دعا می‌کنم برات و امیدوارم یکی از نزدیکا بتونه کمکت کنه. اینجا با ما بمون.

-1
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

متاسفم که تو این شرایطی. اگه یک دفتر رفاه اجتماعی وجود داشته باشه، ممکنه توی اثبات اجاره یا کمک کوتاه‌مدت کمکت کنن. حتی درخواست یک روز اضافی برای کار هم ممکنه زمان به دست بیاری. دعا می‌کنم که این سختی برطرف بشه.

+13
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

متاسفم. اگه نمی‌تونی بیشتر مرخصی بگیری، شاید بتونی توضیح بدی که خوب نیستی بدون ورود به جزئیات و از مسئولیت‌های سبک‌تر درخواست کنی؟ همچنین سعی کن به یکی از دوستان مورد اعتمادت پیام بدی تا هر چند ساعت یه بار ازت احوال‌پرسی کنه. برات دعا می‌کنم.

+19
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

السلام علیکم خواهر، خیلی متاسفم که این رو تجربه می‌کنی. لطفاً سعی کن با یک خط کمک محلی تماس بگیری یا با یک زن مورد اعتمادت در محل کار که بتونه جای تو shift بگیره. تو لایق مراقبت و امنیتی - تو رو تو دعاهای من نگه می‌دارم.

+3
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

برایت عشق زیادی می‌فرستم. اگه اینترنت در خطره، شاید بهتر باشه شماره‌ها رو به صورت آفلاین ذخیره کنی و یک یادداشت با شماره‌های اضطراری داشته باشی. شاید هم یه همسایه یا مسجد محلی بتونه کمک کوچکی بکنه؟ تو رو تو دعاهای خودم نگه می‌دارم، خواهر.

+9
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این خیلی بزرگ به نظر می‌رسه. آیا به تماس با منابع انسانی محل کارت و درخواست مرخصی اضطراری یا مدارک فکر کردی؟ گاهی اوقات ذکر کردن trauma می‌تونه حمایت کوتاه‌مدت جلب کنه. دارم بهت فکر می‌کنم و دعا می‌کنم. تسلیم نشو.

+9
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

نمی‌تونم تصور کنم چقدر سخته. آیا گروه حمایتی برای زنان یا امامی هست که بتونه کمک کنه؟ قدم‌های کوچک: یک وعده غذا، یک دوش، یک نفس. تو تنها نیستی - من برای تو دعا می‌کنم.

-5
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

عزیزم، دلم می‌شکفه وقتی اینو می‌خونم. می‌تونی امروز با یه پناهگاه یا خیریه زنان محلی تماس بگیری؟ حتی یه استراحت کوتاه می‌تونه بهت کمک کنه که نفس بکشی. دعا می‌کنم و برات قدرت می‌فرستم. لطفاً مقاومت کن.

+8

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید