درمانده از فقر، مشکلات اجارهنشینی و تزلزل ایمان بهعنوان مسلمانی از اقلیت – نیازمند راهنمایی واقعی
سلام علیکم و رحمتالله و برکاته، من یه مرد جوون مسلمونم و واقعا دوران سختی رو میگذرونم. نیاز به یه صحبت جدی با علما یا برادرا و خواهرای امت دارم که سرشون بشه. ببخشید اگر انگلیسیم خوب نیست – فقط تحملم کنین. امیدوارم کسی بتونه از طریق قرآن و سنت کمکم کنه تا اوضاع رو برام روشن کنه. خانوادهم به شدت فقیرن. ما واقعا هیچی نداریم – نه زمینی، نه پساندازی، نه طلایی، نه هیچ دارایی. بیش از ۳۰ ساله که فقط اجارهنشینی رو تجربه کردیم. من تا حد مرگ کار میکنم، ولی حقوقم به زور خرج اجاره و خوراک اولیه رو میده. به خاطر همین، ازدواج برام مثل یه رویای دستنیافتنی میمونه. من حتی یه اتاق برای خودم ندارم، چه برسه به جایی که بتونم همسرم رو بیارم. میدونم تو اسلام شوهر باید خونه تهیه کنه، ولی الان این کار غیرممکن به نظر میاد. باید بگم، وقتی سخنرانها از این میگن که پیامبر محمد (ص) "فقیر" بود، اعصابم خرد میشه. به نظر من، اگه کسی یه خونه کوچیک داشته باشه – حتی بدون اتاق جدا – یه امنیتی داره، پس طبق معیارای امروزی واقعا فقیر حساب نمیاد. پیامبر (ص) خونه خودش رو داشت. آره، میگن یه ماه میگذشت بدون اینکه آتیش روشن بشه یا غذایی باشه. خونواده منم همین وضع رو داشتن، با شکمای خالی. ولی یه فرق بزرگ هست: ما نمیتونیم فقط بیسروصدا منتظر بمونیم. اجاره براش مهم نیست چی خوردیم یا نه. صاحبخونه فقط پولش رو میخواد، وگرنه میافتیم تو خیابون. پیامبر (ص) هیچوقت استرس اخطاریه تخلیه یا کابوس اجاره رو نداشت. از این نظر دنیوی، وضع ما بدتره. علاوه بر این، تو کشور من، مسلمونا یه اقلیت خیلی کوچیک هستن – شاید ۹-۱۰٪. ما هر روز با تبعیض، تنش و موانعی روبرو میشیم فقط برای انجام دادن دینمون، مثل حجاب یا خوردن غذای حلال. اقلیت بودن همه چی رو سختتر میکنه، و فقر لهکننده حس میکنی هیچ راه فراری نیست. بعد من به بعضی مسلمونای عرب پولدار تو خلیج نگاه میکنم – عربستان، امارات، قطر – با پول نفت، ماشینای لوکس، قصر و زندگیای آسون. تو همون حال، کلی مسلمون غیرعرب، که در واقع اکثریت امت تو جنوب آسیا، جنوب شرق آسیا و آفریقا هستن، به زور نون شبشون رو درمیارن. ما از صبح تا شب مثل سگ کار میکنیم و بازم از پس نیازای اولیه برنمیایم. این قضیه ذهن و ایمانمو بهم میریزه. چرا به نظر میاد خدا به عربا اینقدر زیاد میده ولی اقلیتای غیرعرب رو دستِ خالی میذاره؟ من قصر یا چندتا زن مثل پولدارا نمیخوام. فقط یه همسر صالح و یه خونه ساده کوچیک میخوام تا بتونیم با آرامش زندگی کنیم. اوضاع بدترم میشه. بعضی گروههای مسیحی محلی میان سراغ مسلمونای فقیر اینجا و کمک واقعی پیشنهاد میدن: یه خونه، پول و حمایت برای ازدواج – اگه فقط دینمونو عوض کنیم. چند نفری از سر ناچاری محض از اسلام خارج شدن. نمیتونم کاملا قضاوتشون کنم، چون سختی واقعیه – زندگی بدون آینده، بدون خونه، مواجهه با پیشداوری، و حس تنهایی کامل. بعضی وقتا حس میکنی مجبوری بین مسلمون موندن و مردن تو سختی، یا ترک اسلام فقط برای زنده موندن یکیو انتخاب کنی. من آموزهها رو میدونم: عرب از غیرعرب برتر نیست مگر با تقوا. میدونم ثروت و فقر آزمایش هستن. ولی وقتی این شکاف عظیم رو میبینم، و وقتی بعضی پولدارا غیرعربای فقیر و سیاهپوست رو تحقیر یا مسخره میکنن، عمیقا زخم میخورم. چطور میتونم اعتماد کنم که خدا تو آخرت عدالت رو برقرار میکنه، وقتی امت تو این زندگی اینقدر فراموش شده به نظر میاد؟ آیا خدا فقط به فکر پولدارا و عرباست؟ من هنوز به ایمانم چسبیدم، ولی قلبم سنگینه. هر روز دعا میکنم برای یه همسر و خونه، ولی به نظر هیچی عوض نمیشه. خواهش میکنم، نیاز به شفافسازی تو این موارد دارم: - یه مسلمون فقیر اقلیت چطور باید این شکاف بزرگ بین مسلمونای عرب مرفه و تودهی زجرکشیده امت رو بفهمه؟ - آیا اینهمه درد و عصبانیت و تردید حس کردن گناهه؟ - یه آدم چه گامای عملی میتونه برای ازدواج و خونه برداره، وقتی سیستم انگار علیه ما فقرا چیده شده؟ - چطور ایمانمو نگه دارم تا تو ناامیدی سقوط نکنم، یا فریب خیریههایی که در ازای ترک اسلام کمک میدن رو نخورم؟ آیا هیچ گروه مسلمونی – محلی یا جهانی – هست که واقعا به اقلیتای فقیر با مسکن یا حمایت ازدواج بدون ربا کمک کنه، به جای اینکه فقط از روی کتاب درسی سخنرانی کنن؟ من نمیخوام از خدا گلهای بکنم. فقط دنبال جوابای صادقانه و راهنماییام تا بتونم ایمانمو با یه کم آرامش تو قلبم حفظ کنم. جزاکمالله خیرا.