چطور اسلام رو پیدا کردم - سفرم به سمت شهادت
السلام علیکم. من در یک خانوادهای که تا حدی مذهبی بود بزرگ شدم و به عنوان یک بچه داستانهای سادهشدهی کتاب مقدس رو میشنیدم. مادرم این داستانها رو برام میخوند و من مجذوبشون میشدم، هرچند دربارهی بخشهایی که خداوند بدکاران رو تنبیه میکرد سوالاتی داشتم. سعی میکردم روی جنبههای مثبت تمرکز کنم – اینکه خداوند کسانی رو که فساد رو گسترش میدهند تنبیه میکنه. دورانی که حدودا نه سالم بود کلی به کلیسا میبردن، اما واقعاً نمیفهمیدم دین چهطوریه جز کلماتی مثل بهشت و خدا. از اواخر ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ تقریباً از دین جدا بودم. برچسبهایی مثل مسیحی، مسلمان، یهودی، هندو رو میشنیدم ولی معنیشون رو درک نمیکردم. تنها آشنایی واقعیای که با مسلمانها داشتم، یک خانوادهی پاکستانی نزدیکمون و یک دختر سومالیایی در مدرسه بود، و در ویدیوهای دبیرستان گاهی گروههای افراطی مثل داعش رو میدیدیم که باعث شد بعد از ۲۰۰۱ تصور غلطی از اینکه اسلام خطرناکه پیدا کنم. کمکم شروع کردم به مطالعه دربارهی ادیان مختلف آنلاین - تاریخها، باورها و فرهنگهاشون. این اکتشاف اول منو در آوریل یا مه ۲۰۱۸ به مسیحیت کشوند. اولش اعتراف میکنم از ترس دربارهی زندگی پس از مرگ بود، اما با بیشتر دعا کردن احساس آرامش، حفاظت و راهنمایی کردم و ایمانی که داشتم به دلایل صادقانه عمیقتر شد. با این حال، به مطالعهی ادیان دیگر – اسلام، هندوئیسم، بودیسم و بعداً یهودیت به عمق بیشتر – ادامه دادم. وقتی به اسلام سر زدم، اصطلاحات پایهای مثل مسلمان و قرآن رو یاد گرفتم، حدیث و پیامبر محمد (ص) رو مطالعه کردم و دربارهی چگونگی گسترش این ایمان اطلاعاتی بهدست آوردم. گوش دادن به نشیدها و خواندن بیشتر به من کمک کرد که کلیشههای منفیای رو که قبلاً داشتم کنار بذارم. به مرور کنجکاویام به عشق و احترامی عمیق نسبت به دین و مردمش تبدیل شد. در تابستان ۲۰۱۹ یک ویدیو دربارهی چگونگی شرکت در نماز جمعه تماشا کردم و راهنماهایی دربارهی نزدیک شدن به اسلام با ذهن باز خوندم. یک مقاله بهخصوص خیلی به تغییر دیدگاهم کمک کرد و بعد از خوندن و تأمل بیشتر، زانو زدم، شهادتین رو اعلام کردم - “هیچ خدایی جز خدا نیست و محمد پیامبر اوست” - و اسلام رو قبول کردم. از اون به بعد سعی کردم طبق آموزههاش زندگی کنم. یادگیری نمازها و حفظ بخشهای عربی کمی تلاش میخواست، اما الحمدلله حالا پنج نماز روزانه رو میخونم و به تمرین قرائتم ادامه میدم. هنوز هم بعضی وقتها با شکها و سوالاتی دست و پنجه نرم میکنم، اما بهطور فعال به دنبال پاسخهای معتبر هستم و به مطالعهی الهیات و فلسفه ادامه میدم تا ایمانو تقویت کنم. فکر میکنم باز بودن ذهنی، منو از گیر افتادن توی تعصبات قبلیم نجات داد. قسمت دوم - چرا مسیحیت رو ترک کردم: من بهصورت مذهبی بزرگ شدم و برای مدتی باورهایی داشتم مثل اینکه عیسی “پسر خدا” است که بعداً بهشون تجدید نظر کردم. وقتی مطالعهکردم، تأکید اسلام بر توحید خالص (توحید) و نقد قرآن دربارهی شرک (همنشینی شریک با خدا) بیشتر برام منطقی شد. عیسی (ص) رو بهعنوان یک پیامبر بافضیلت دیدم - بهطور معجزهگون متولد شده، با کمک فرشتهی جبرئیل، معجزات انجام داده و برای رساندن پیام خدا فرستاده شده - مشابه دیدگاهی که نسبت به دیگر پیامبران وجود داره. من بر این باورم که محمد (ص) آخرین پیامبر است که آن پیام رو کامل و حفظ کرد. مسیر روحانی من یک سرسرهی چرخشی بوده، با اشتباهات و تغییرات در طول راه. من این رو به اشتراک میگذارم به امید اینکه دیگران دیدگاه من رو درک کنن. همچنین اعتقاد دارم که دیالوگهای بینمذهبی صلحآمیز، تحقیق مستقل و دقیق و گفتوگوی صادقانه از اهمیت بالایی برخوردارند اگر بخواهیم فراتر از کلیشهها و ترسها حرکت کنیم. جزاک الله خیراً برای خوندن.