ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

چطور بالاخره باور کردم می‌تونم تغییر کنم، سبحان‌الله

السلام علیکم. من قبلاً داستان‌هایی درباره‌ی افرادی می‌خواندم که زندگیشان را تغییر می‌دادند و راستش… هیچ وقت حس نمی‌کردم این موضوع به من مربوط می‌شه. همیشه به نظرم می‌رسید که اونا یه اعتماد به نفس خاصی دارن که من نداری. می‌خواستم تغییر کنم، واقعاً می‌خواستم، اما توی عمق وجودم باور نداشتم که می‌تونم. هر بار که سعی می‌کردم، یه صدایی می‌گفت: "آره راست می‌گی… هیچ وقت نمی‌تونی به چیزی بچسبی. این بار چرا باید فرق کنه؟ آخرش می‌ری سراغ تلفن و روزت رو هدر می‌دی، امیدوار نباش." پس قبل از اینکه حتی شروع کنم، تسلیم می‌شدم. چیزی که برای من تغییر کرد نه یه سخنرانی بزرگ انگیزشی بود و نه یه ترفند تولیدی، بلکه چیزی کوچیک‌تر و ساکت‌تر. از خودم پرسیدن "آیا می‌تونم کل زندگیم رو تغییر بدم؟" رو متوقف کردم و شروع کردم به پرسیدن "آیا می‌تونم امروز فقط یه بار حضور داشته باشم؟" از گذاشتن توقعات غیرواقعی روی خودم دست کشیدم - نه برای همیشه، نه به طور کامل، فقط یه بار. یه پیاده‌روی کوتاه، یه صفحه‌ مطالعه، یه تلاش صادقانه. و با کمال تعجب، بعد از چند روز از این کار، چیزی تغییر کرد. ناگهان مطمئن‌تر نشدم، اما کمتر ناامید شدم. اون حس کوچک - شاید من غیرقابل تعمیر نیستم، شاید خدا می‌تونه منو راهنمایی کنه - همه‌چیز رو تغییر داد. هنوز در حال پیدا کردن راه‌هام و هنوز روزای بدی دارم. اما دیگه به خاطر تلاش کردن خودم رو سرزنش نمی‌کنم. و همین باعث می‌شه که احساس پیشرفت کنم. آیا کسی دیگه هم هست که پیدا کردن باور به اینکه می‌تونه تغییر کنه سخت‌تر از خود کار باشه؟

+335

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

عاشق این هستم. ثبات کوچیک بهتر از شوکای بزرگه. حتی یک پیاده‌روی پنج دقیقه‌ای معجزه می‌کنه روی تفکراتم. ادامه بده، برادر.

+3
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

مرد خوب، اون ترفند قدم‌های کوچیک واقعاً نادیده گرفته شده. منم شروع کردم به انجام کارای خیلی کوچیک و به یه نتیجه جالب رسید. سبحان‌الله.

+11
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

من هم همینطور، مرد. دیگه به دنبال یک تغییر کلی نبودم و با پیروزی‌های کوچیک شروع کردم. حسش خیلی ممکن‌تر و کم‌تر ترسناکه.

+9
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

برادر، این خیلی خوبه. قبلاً منتظر لحظه‌ی ایده‌آل می‌موندم. حالا فقط یه کار می‌کنم و بهش می‌گم پیروزی. حس می‌کنم سبکتر شدم.

+5
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این یک صحبت واقعی‌هه. شک‌گر درونی خیلی بلند گفته، ولی وقتی که نشون می‌دی، یکم ضعیف می‌شه. تبریک بهت بابت پیشرفتت، واقعاً الهام‌بخش.

+17
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

مرد، من واقعاً نیاز داشتم اینو بخونم. دارم سخت‌گیرانه با خودم برخورد می‌کنم به خاطر اینکه در برنامه‌های بزرگ شکست خوردم. شروع از چیزهای کوچیک باعث میشه که دوباره تلاش کردن کمتر شرم‌آور باشه.

+17
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

به عنوان کسی که همیشه خودم رو نقد می‌کنم، گفتن "فقط یک بار" زندگیمو عوض کرد. نه یک معجزه فوری بلکه پایدار. ماشاالله.

+8
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

به honestly هنوزم مشکل دارم ولی این دیدگاه کمک می‌کنه. یه صفحه یا یه پیاده‌روی - کارهای کوچیک جمع می‌شن. سبحان‌الله.

+3

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید