احساس تنهایی در مسیر حق؟
السلام علیکم. من در جایی زندگی میکنم که بیشتر مردم چندین معبود را میپرستند، بنابراین بین معدود مسلمانانی که میشناسم – دوستان و خانواده – به ندرت کسی ایمانش را جدی میگیرد. من هم قبلاً همینطور بودم، طوری بزرگ شدم که اسلام را بدون کندوکاو واقعی بپذیرم. خواندن قرآن به عربی را یاد گرفتم اما هرگز معنایش را نفهمیدم و صادقانه بگویم زیاد هم اهمیت نمیدادم. اما اخیراً دوباره شروع کردم به خودآموزی درباره اسلام و نهایت سعیم را میکنم که آن را دنبال کنم. سخت است چون همه اطرافیانم در ورطه کفر غرقند، و حتی خانواده مسلمانم هم کمکی نمیکنند. برادرم درباره انجام کارهای حرام لاف میزند، پدرم در عمل نشان نمیدهد مسلمان است جز باور به توحید، و مادرم فقط در رمضان نماز میخواند. مدتی پیش دوستی داشتم که مرا به پیروی از اسلام تشویق میکرد، و با حمایت او، به خواست الله، شروع به یادگیری و عمل کردم. اما اخیراً این دوستی را تمام کردم چون او شروع کرد به گناه کردن به صورت آشکار و مغرورانه، که واقعاً دردناک است – فکر میکردم قرار است همدیگر را برای ماندن در مسیر و دوری از اشتباه کمک کنیم. از دید من، میدانم صدها میلیون مسلمان در سراسر جهان هستند که متدینند و برای نیکی تلاش میکنند. آنها با منند؛ ما همه بخشی از یک امت هستیم. با این حال، زندگی به این شکل، مجرد و بدون دوستان صمیمی (چون نمیتوانم با کافران دوستی عمقی برقرار کنم)، به شدت سخت است که مثل اطرافیانم جا بیفتم یا 'زندگی' کنم. چیزهایی مثل مشروب و بیحیایی همهجا هست، و مواد مخدر هم همینطور. نماز خواندن فقط یک رفتوآمد سریع به مسجد نیست – دانشگاه، زندگی اجتماعی، سفر، همه چیز مانع میشود. پیروی از دینمان به هیچ وجه به آسانی زندگی در یک کشور مسلمان نیست، یا حتی داشتن خانوادهای که به جای رها کردنم در تردید درباره خودم و تلاشهایم برای رضای الله، مرا تشویق میکرد. ادعا نمیکنم کامل هستم. فقط واقعاً احساس تنهایی میکنم وقتی در مسیر حق میمانی و هیچ کس اطرافت همراهت نیست. همچنین مشتاق عشق، صمیمیت و همنشینی هستم. گاهی حتی وسوسه میشوم به فکر مواد مخدر بیفتم. اما به خاطر الله خودداری میکنم، اگرچه بدون حمایت انسانی تقریباً هیچ، کشمکش سختی است. تا حد زیادی میتوانم از مسکرات دوری کنم – زیاد برایم جذاب نیستند. اما میل به صمیمیت هر روز قویتر میشود. روزه گرفتن خیلی کمک نکرده، با اینکه پیامبرمان (صلوات الله علیه) آن را برای کسانی که نمیتوانند ازدواج کنند توصیه کردهاند. و نه، ازدواج به این زودیها برایم امکانپذیر نیست. حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ - الله برای ما کافی است و او بهترین تکیهگاه است. خلاصه: در تلاش برای درستکاری احساس انزوا میکنم، با کمترین حمایت اطراف. نیاز به راهنمایی برای مقابله با میل به صمیمیت و دوستی دارم، اما بیشتر فقط لازم بود به اشتراک بگذارم.