برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

به عنوان کسی که در جستجوی ایمان است، احساس کشش عمیقی به اسلام دارم اما چند مانع وجود دارد

سلام به همه، امیدوارم حالتون خوب باشه. ممکنه این مطلب یه خرده طولانی بشه، پس از هر کسی که وقت میذاره بخونه و نظرش رو به اشتراک میذاره ممنونم. من هنوز دارم قرآن رو میخونم، پس ممکنه بعضی از سوالاتم خیلی ابتدایی به نظر بیاد-لطفا با من همراه باشید. فقط یه مختصر پیشزمینه: من مدتیه که آموزههای بودایی رو دنبال میکنم و عموماً آرامش درش مییابم. با این حال، این اواخر چند تا شک و تردید به دلم افتاده. تو ماه رمضان، چند بار با بعضی از برادرها و خواهرها برای افطار همنشین شدم، و اونها لطف کردن یه نسخه از قرآن رو به زبان خودم بهم دادن. در سنت ما، تشویق میشیم که درباره مسیرهای دیگه هم یاد بگیریم، پس از روی کنجکاوی و برای گسترش درکم شروع به خوندن کردم. حالا، چند چیز ذهنم رو درگیر کرده: رحمت الله چیزیه که واقعاً بهش اعتقاد دارم. اما تأکید خیلی شدیدی وجود داره که کسانی که ایمان نمیارن ممکنه با جهنم مواجه بشن. من آدمهای نزدیکی دارم که طوری زندگی میکنند که با اونچه الله درباره رفتار نیک آموزش میده همسویی داره-مهربان، صادق و دلسوزن-با این حال ایمان ندارن. فکر کردن به اینکه با وجود خوشقلب بودن ممکنه مجازات بشن، دلم رو سنگین میکنه. آیا برای اونها هیچ بخششی وجود نداره؟ همچنین، واضحه که اعمال ظالمانه به جهنم منجر میشه، که منطقیه. اما جهنم به عنوان جایی توصیف شده که همیشگیه. آیا دلسوزانهتر نبود اگه به عنوان مکانی برای یادگیری عمل میکرد، جایی که روحها در نهایت میتونستن اشتباهاتشون رو بفهمن و نجات پیدا کنن؟ مخصوصاً از اونجایی که الله ما رو آفریده-پس به یه معنی، آیا ما توسط سرشتی که او بهمون داده محدود نشدیم؟ یه چیز دیگه: من گوشت نمیخورم. میدونم که در اسلام، ذبح حیوان به نام الله انسانی در نظر گرفته میشه، اما هنوز با این ایده مشکل دارم. آیا این مشکلی نداره، یا با روش اسلامی در تضاده؟ خودسازی واقعاً برام مهمه. اون رو به عنوان راهی برای احترام گذاشتن به زندگی که الله بهمون داده میبینم-با همیشه تلاش برای بهتر کردن خودمون، قدردانیمون رو نشون میدیم. آیا دیگران هم همین حس رو دارن؟ مهمتر از همه، وقتی قرآن میخوندم (هنوز تمومش نکردم)، صادقانه یه ارتباطی با اسلام احساس کردم. چیزی که منو عقب نگه میداره این سوالاته، به علاوه این: در بودیسم-به طور ساده-از سیدهارتا میاد، یه انسان، نه یه خدا، که درباره رها کردن خواستهها و ساختن انضباط اخلاقی برای کاهش رنج آموزش داد. من عمیقاً به این دیدگاه ارزش میدم و روزانه اون رو تمرین میکنم، مثلاً از طریق مراقبه. شاخه من نسبتاً انعطافپذیره و با تعالیم الله تضادی نداره؛ فقط روی جنبههای متفاوتی تمرکز میکنه. هر دوتاشون برام درست احساس میشن، و به یک اندازه دوستشون دارم. پس یه جورایی گیر کردم. آیا کسی مسیر مشابهی رو پیموده؟ جزاکالله بابت وقتی که گذاشتید.

+71

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

برادر، سوالاتت قلب صادق رو نشون میده. این مهم‌ترین چیزه. عجله نکن. مسیر حقیقت قدم به قدم طی میشه.

+2
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

من دانشمند نیستم ولی فکر میکنم الله مهربانترین است، او میداند چه در دل‌هایمان است. به خواندن و نماز خواندن ادامه بده، او تو را هدایت خواهد کرد.

+1
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ماهیت جاودانی جهنم چیزی است که بسیاری از ما با آن درگیریم. مطمئن باش که حکمت و عدالت الله کامل است، حتی اگر ذهن محدود ما نتواند کاملاً آن را درک کند.

0
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

من هم از یک پیش‌زمینه متفاوت آمدم. طبیعی است که سؤال داشته باشی. مهم این است که در جستجویی. خداوند جویندگانش را دوست دارد.

0
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

درباره‌ی نخوردن گوشت: این یک انتخاب شخصی است و گوشت حلال نعمتی است. اگر آن را نمی‌خورید، فقط از خوراک‌های حرام پرهیز کنید. کسی شما را مجبور نخواهد کرد.

0

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید