السلام علیکم - در تلاش برای بازگشت به اسلام و بازسازی ایمان
السلام علیکم. دارم ازتون کمک میطلبم که به راهی که برگردم به اسلام و به خدا نزدیکتر بشم، برسم. حدود ۱۰ ساله که هر بار که دعا میکنم، همیشه دو تا دعا رو میگم. توی هر رکعت، هر عمره، هر رمضان، با اشک از خدا میخوام که (۱) برادرم رو شفا بده یا حداقل حالت او رو بدتر نکنه و (۲) من رو به تحصیل در پزشکی راه بده. برادرم یه بیماری پیشرفته و لاعلاج داره. به مرور زمان بینایی، گفتار، شنوایی و حرکتش رو از دست داد. اولین بار توی ده سالگی مشکلات سلامتیش مشخص شد و از اون به بعد همیشه براش دعا میکردم. هر سال انگار بیشتر و بیشتر از خودش رو از دست میداد و با تشخیصهای جدید، تا اینکه کاملاً فلج شد. دیدن سقوط او اولین چیزی بود که ایمانم رو به لرزه انداخت. من دعا میکردم و حس میکردم که نادیده گرفته میشم در حالی که او رو به افول بود. همیشه در ذهنم این بود که چطور ممکنه چنین چیزی برای یک بچه پیش بیاد و چرا دعای سادهام جواب نمیده - احساس میکردم زیادی خواستم، فقط میخواستم او بدتر نشه. دعای دومم هم مربوط به پزشکی بود. من تمام تحصیلاتم رو گذاشتم برای ورود به دانشکده پزشکی. خودم رو از بقیه جدا کردم، مدام درس خوندم، خیلی socialize نمیکردم و برای رسیدن به هدفم از خیلی چیزا گذشتم. بعد از این همه تلاش و این همه دعا، قبول نشدم. اون رد شدن خیلی به من ضربه زد چون از بچگی همین هدفم بود. این دو تا موضوع ایمانم رو شکست. شروع کردم به سوال کردن از اینکه هدف دعا و نماز چیه. اگر هیچ چیز تغییر نمیکنه، برای چی باید خدا رو صدا بزنم؟ عصبانی شدم و امیدم رو از دست دادم، بنابراین دیگه نماز نمیخوندم و دعا نمیکردم. این به این معنی نیست که به خدا ایمان ندارم - دارم - اما وجودش رو در زندگی دیگران بیشتر حس میکنم تا در زندگی خودم. وقتی سعی میکنم با او صحبت کنم، احساس میکنم نادیده گرفته میشم. من واقعاً میخوام به اسلام برگردم و یه رابطه محکم با خدا بسازم، اما نمیدونم از کجا شروع کنم یا چطور دوباره ایمانم رو پیدا کنم. حس گمشدگی و شکست میکنم و مطمئن نیستم چه قدمهایی باید بردارم. دلم میخواد با او ارتباط برقرار کنم، اما به نظر میرسه که دست نیافتنیه. اگر خواهران یا برادرانی تجربیات شخصی، یا مراحل عملی دارن که توی دوری از خدا بهشون کمک کرده، واقعاً خوشحال میشم بشنوم.