همانطور که در سفر زندگیام تأمل میکنم، بیشتر و بیشتر میبینم که خدا چقدر مرا دوست دارد
الحمدلله، هرچه بزرگتر میشوم، برکات بیشماری را که خداوند به من عطا کرده است بیشتر درک میکنم. من در موریتانیا به دنیا آمدم، کشوری که اکثریت قریب به اتفاق مردم آن مسلمانان معتقدی هستند. از سنین بسیار کم، یادگیری قرآن را شروع میکنیم، اغلب حتی قبل از ورود به مدرسهٔ ابتدایی معمولی به مدارس قرآنی میپیوندیم-و هر دو نوع درس را به موازات هم ادامه میدهیم. روزهای ما حول ایمانمان ساختار یافته است: ساعات طولانی را صبحها و بعداً دوباره در کلاسها میگذرانیم، با استراحتهای خوبی بین آنها تا استراحت کنیم و بر عبادت تمرکز کنیم. مکتب فکری غالب در اینجا مذهب مالکی سنی است، با برخی تأثیرات صوفیانهٔ ملایمی که زندگی معنوی ما را غنی میکنند. سایر فرقهها بسیار نادر هستند. از آنجا که قوانین این کشور ریشه در شریعت اسلامی دارد، مناسبتهای مذهبی مانند عید قربان و عید فطر واقعاً خاص هستند-کل کشور تعطیلات رسمی برای جشن گرفتن دارد. حتی در طول رمضان، برنامههای کار و مدرسه کمی تعدیل میشوند تا روزه گرفتن برای همه کمی آسانتر شود. تقریباً هیچ حضور دیگری از ادیان دیگر در اینجا وجود ندارد، که به این معنی است که من در مورد اسلام از منابع خالص و قابل اعتماد، بدون هیچ تحریف یا ایدئولوژی متضادی یاد گرفتهام. سبحانالله، احساس میکنم خداوند مرا در شاید بهترین محیطی که یک مسلمان میتواند آرزوی آن را داشته باشد قرار داده است-دور از تفرقههای فرقهای و محصور در ایمان. هرگز نمیتوانم به اندازهٔ کافی برای این نعمت از او تشکر کنم. اگر دربارهٔ اسلام در موریتانیا یا زندگی مذهبی ما به طور کلی کنجکاو هستید، خوشحال میشوم هرچه میدانم به اشتراک بگذارم-در صورت تمایل سؤال کنید!