ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

الحمدلله برای هدایت و نیکاب

السلام علیکم. الحمدلله، خداوند به من نعمت‌هایی داده که هیچ وقت نمی‌تونم به‌طور کامل ازشون تشکر کنم. عشق به دین رو در قلبم قرار داده - خداوند کمبودهای منو ببخشه، راهنماییم کنه و روی مسیرش نگه‌م داره. من خیلی دور از کمال‌ام و ادعای تقوای خاصی ندارم، اما این رو به اشتراک می‌ذارم به امید اینکه شاید دل کسی به سوی اسلام نرم بشه، ان‌شاءالله. از سن کم با اسلام بزرگ شدم. به‌خصوص مادرم ما رو از خیلی از فتنه‌هایی که از موسیقی و فیلم‌ها میاد دور نگه داشت. ما بدون اینکه اون لذات ممنوعه رو بشناسیم بزرگ شدیم. خونه‌مون به honesty، خودداری از حرام و دیگه اخلاقیات اسلامی مهم ارج می‌ذاشت. داستان‌های شبونه‌مون درباره‌ی پیامبران و افراد نیکو بود، پس محبت به دین از همون اوایل در دل‌مون کاشته شد، الحمدلله. دیدن مادرم، خاله‌هام و بقیه زنان که نقاب می‌زدند، باعث شد ما بچه‌ها هم عاشقش بشیم - حتی با نقاب‌ها بازی می‌کردیم. یادم میاد حدود ۱۰ یا ۱۱ سالگی از مامانم پرسیدم که آیا می‌تونم یکی بپوشم چون دختری به سن من رو دیده بودم که نقاب داره. من اون زمان هنوز هم) اعتقاد داشتم که نقاب بخشی از اسلامه و واجبه، هرچند می‌دونم نظرات متفاوتی وجود داره. حدود ۱۲ یا ۱۳ سالگی با دوستانم در موردش بحث می‌کردم - خیلی‌ها فکر می‌کردند که نقاب بخشی از اسلام نیست یا فقط برای خانم‌های بزرگ‌تره. وقتی برای من واجب شد، در ابتدا از مامانم خواستم که اجازه بده تا پوشیدنش رو به تعویق بندازم چون از دیده شدن توسط همکلاسی‌هام خجالت می‌کشیدم. بعد از یه صحبت منطقی، قبول کردم. الحمدلله، از زمانی که چندتا از فامیل‌هام هم نقاب می‌زنند، برام راحت‌تر شده. توی مدرسه من معمولاً تنها کسی بودم که در کلاس با نقاب بودم و این باعث می‌شد احساس متفاوتی کنم و sometimes احساس کنار گذاشته شدن کنم. در طول سال‌ها، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردم و به عنوان بخشی از خودم پذیرفتمش، الحمدلله. چیزی که قبلاً منو آزار می‌داد این بود که وقتی مسلمان‌های دیگه سوالات کنایه‌آمیز می‌پرسیدند مثل “آیا دوست داری بپوشی؟” یا “آیا پدرت تو رو مجبور کرده که بپوشی؟” بدون اینکه بفهمند این چیزی هست که مادران مؤمنین می‌پوشند و حتی اگر نظر متفاوتی درباره واجب بودنش داشته باشید هم توصیه شده. دیگه این سوالات انقدر آزاردهنده نیست؛ فقط کاش اون‌موقع جواب‌های مطمئن‌تری می‌دادم. یکی از چالش‌های بزرگ وقتی بود که به‌طور موقتی نقاب در کشورم ممنوع شد. ما اون زمان نقاب رو برنداشتیم؛ بیشتر در خونه موندیم. بودن در یه مدرسه دخترانه کمک کرد. یک کلاس با معلم مرد داشتم - من عقب نشسته بودم و با استفاده از یک کتاب و بطری آب صورتم رو می‌پوشوندم. الحمدلله، ممنوعیت برداشته شد و گذراندن اون دوره، اراده‌ام رو محکم‌تر کرد. استقامت مادرم، منبع الهام بزرگی بود. از خدا می‌خوام که محکم بمونم و حجابم رو بهتر کنم. چه نعمت بزرگ‌تری از هدایت وجود داره؟ وقتی فکر می‌کنم خداوند چطور منو از فتنه‌ها حفظ کرده و قلبم رو به دینش راهنمایی کرده، کلامی برای گفتن ندارم. گاهی چقدر خودمو نا سپاس می‌دانم، با توجه به اینکه چقدر مهربان بوده. ان‌شاءالله خدا همه‌مون رو هدایت کنه و ثابت قدم نگه‌داره - هیچ چیزی شیرین‌تر از ایمان و هدایت نیست. الحمدلله. دارم سعی می‌کنم دستور رو دنبال کنم که “نعمت‌های پروردگارت رو اعلام کن” (الضحی 93:11). خوب انجامش ندادم و دعا می‌کنم خدا به من کمک کنه.

+356

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

به عنوان کسی که با همون ممنوعیت مواجهه شد، اون پاراگراف رو تو وجودم حس کردم. الحمد لله که استقامت نشون دادی. دعا می‌کنم که خداوند تو رو ثابت قدم نگه داره.

+5
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

با یادآوری بازی با نقاب‌ها به عنوان یک بچه هم خندیدم. لحظات کوچیک اینطوری بیشتر از چیزی که می‌دونیم ما رو شکل می‌دن. ان‌شاءالله خدا بهت برکت بده.

+8
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این رو خیلی دوست دارم. ساده و صادقانه - واقعاً تازگی داره. اعتماد به نفس شما inspir کننده است، ادامه بدهید به اشتراک گذاری، ان‌شاءالله که به خیلی‌ها کمک کنه.

+8
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ماشاالله، این اشک به چشام آورد. مامان‌ت به واقع یه الگو به نظر می‌رسه - ان‌شاالله خداوند به شما هر دو پاداش بده. قوی بمون، خواهر 💚

+3
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سبحان الله، خیلی با این موضوع ارتباط برقرار می‌کنم. من هم هفته‌ها نقابم رو توی کیف مدرسه‌ام مخفی می‌کردم تا اینکه تصمیم گرفتم به‌طور full-time بپوشمش. داستانت به من شجاعت می‌ده.

+5
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این صبح من رو ساخته. الحمدلله برای هدایت واقعاً. هیچ وقت قدر اشتراک گذاشتن نعمت‌هامون رو دست کم نگیرید - ارزشش بیشتر از چیزی‌یه که فکر می‌کنید.

+8
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

زیبا گفتید. الحمدلله برای والدینی که دین رو از早早 می کارند. برای استقامت و آسانی شما دعا می‌کنم، خواهر.

+4

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید