یادآوری دربارهٔ ملیگرایی و قبیلهگرایی از دیدگاه اسلامی
اخیراً به چند گفتگو برخوردم دربارهٔ این که مردم چطور به ملتشان میچسبند، و این باعث شد فکر کنم که چرا اسلام اینقدر محکم ما را از ملیگرایی و عصبیت (قبیلهگرایی) برحذر میدارد. واقعاً عجیبه وقتی بعضیها آنقدر در کشور یا قبیلهشان غرق میشن که دیگه عیبهای جلوی چشمشان را نمیبینند. فکرش را بکن. تو بعضی کشورها، فقر، بیکاری، گرونی، فساد ریشهدار و جادههای خراب رو میبینی-با این حال بعضی برادرها و خواهرها هنوز از هر نقدی به وطنشان ناراحت میشن. بهجای اینکه با هم کار کنیم تا مشکلات واقعی رو حل کنیم، همهٔ انرژیشان رو میذارن تو دفاع از غرور ملی. از آن طرف، تو جاهایی که پیشرفت خودش گویای همهچیزه، مردم این میل رو ندارن که مدام ثابت کنن کشورشون بهترینه. درسش چیه؟ ارزش ما نباید به خاک یا پرچم گره بخوره. یه بیماری مشابه تو قبیلهگرایی هم دیده میشه. تو بعضی جوامع مسلمون، میبینیم که چطور یکی از یه سیاستمدار، یه ریشسفید، یا یه شخصیت عمومی حمایت میکنه فقط بهخاطر اینکه از همون قبیلهست. وفاداری به نسب جای پاسخگو نگهداشتن آدمها رو میگیره، حتی وقتی اونهایی که قدرت دارن هیچ خیری برای جامعه ندارن. یه تعصب کورکورانهست، والحمدلله ما راهنمایی دین رو داریم که هشدارمون بده. چیزی که واقعاً آدم رو تکان میده اینه که میبینی مردمی که خودشون از این سیستمهای قبیلهای آسیب میبینن، هنوز ازش دفاع میکنن. تصور کن خواهری رو که با شور و حرارت به احترام قبیلهاش داد میزنه، هر انتقادی رو حمله به خودش میدونه. اما وقتی زنها با بیعدالتی، سوءاستفاده یا تبعیض روبرو میشن، همون رسوم قبیلهای حمایتشون نمیکنه. تو بعضی موارد غمانگیز، با زنها مثل ابزار معامله برخورد میشه-برای پایان دادن به نزاعها، بستن پیمانهای سیاسی، یا بهعنوان غرامت بین قبایل هنگام درگیری استفاده میشن، بدون توجه به حقوق خودشون. شگفتانگیزه که خیلیها هنوز از این سیستم دفاع میکنن بدون اینکه بپرسن: آیا این واقعاً به من یا خواهرام کمک میکنه؟ قرآن و سنت به ما یاد میدن که حقیقت و عدالت باید از قبیله، قومیت یا ملیت بالاتر باشه. سبحانالله. یادم میاد حرف متفکر آرتور شوپنهاور رو: "هر احمق بدبختی که هیچ چیز برای افتخار کردن نداره، بهعنوان آخرین چاره به ملیتی که بهش تعلق داره افتخار میکنه؛ اون آماده و خوشحاله که با ناخن و دندان از همهٔ عیبها و حماقتهاش دفاع کنه." و با اینکه مسلمون نیست، مارک تواین هم نکتهای داشت: "ملیگرایی وقتیه که آدم بدترین بخشهای کشورش رو بگیره و فقط بهخاطر اینکه کشورشه ازشون دفاع کنه." چه ملیگرایی باشه چه قبیلهگرایی، فساد وقتی شروع میشه که هویتمون برامون مهمتر از حقیقت باشه. وفاداری واقعی این نیست که برای هر عیب ملت یا قبیلهت عذر بیاری-بلکه اینه که صادق باشی و کمبودها رو ببینی و تلاش کنی تا اوضاع بهتر بشه، انشاءالله. خدا همهمون رو راهنمایی کنه که عدالت و صداقت رو به غرور کور گروهی ترجیح بدیم.