ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

آنها از زندان‌های اسد جان سالم به در بردند، حالا در تلاشند تا زندگی‌هایشان را دوباره بسازند - السلام علیکم

آنها از زندان‌های اسد جان سالم به در بردند، حالا در تلاشند تا زندگی‌هایشان را دوباره بسازند - السلام علیکم

سلام علیکم. مزه غذا برای احمد مرای بی‌روح است و خواب که می‌آید، راحتی کمی به همراه دارد. ماه‌ها بعد از آزادی‌اش از زندان بدنام Sednaya در سوریه، خاطرات شکنجه هنوز به وضوح دردناک باقی مانده‌اند. او پنج سال را در سیاهچال‌های نظام زیر نظر بشار اسد گذراند و هنوز بار آن را بر دوش می‌کشد. در 33 سالگی، احمد گاهی به فضا خیره می‌شود در حالی که صحبت می‌کند، اغلب مکث می‌کند و به طور عصبی دانه‌های تسبیح‌اش را لمس می‌کند. "Sednaya داستان طولانی‌ای دارد. می‌توانم خیلی چیزها درباره‌اش بگویم." صدایش می‌شکند و چشم‌هایش پر از اشک می‌شود. او از کتک‌های وحشیانه توسط نگهبانان، گرسنگی مداوم که تنها با نان کپک‌زده تسکین می‌یافت و بهداشت وحشتناک صحبت کرد. به زندانیان اجازه داده می‌شد که یک بار در هفته در آب یخ دوش بگیرند. در یک مورد، آنها دو هفته با نصف فنجان بلغور در روز زندگی کردند، "به زور برای زندگی کردن کافی بود." او شاهد مرگ هم‌بندی‌هایش به خاطر خستگی و شکنجه بود. احمد پس از ترک ارتش در دوران جنگ داخلی دستگیر شده بود. آزادی از زندان به معنای پایان رنج نبود. "نمی‌توانی از آن بگذری و همان آدم قبلی بمانی. من یک خشم دائمی در درونم حس می‌کنم." از زمان آزادی‌اش بیشتر به سبزیجات بسنده کرده و در خوابیدن مشکل دارد. ماه‌ها طول کشید تا بتواند با خانواده و همسایه‌ها بدون فروپاشی صحبت کند و هنوز هم خیلی با آن‌ها دعوا می‌کند. حتی با یک شغل کارگاهی، او می‌گوید که ادغام دوباره حس ناتمامی دارد. "به سختی می‌توانم جا بیفتم." او اعتراف کرد. او متوجه شد که نیاز به کمک دارد. بازداشت‌شدگان سابق او را تشویق کردند تا به یک برنامه بهداشت روانی بپیوندد که توسط یک سازمان غیر دولتی انسانی با هماهنگی وزارت بهداشت سوریه اجرا می‌شود. این برنامه که به عنوان یک طرح آزمایشی در حمص آغاز شد، درمان فردی و گروهی را با رهبری کارگران اجتماعی، مشاوران و روانپزشکان آموزش دیده ارائه می‌دهد. وقتی که شورشی‌ها در دسامبر رژیم را سرنگون کردند و بسیاری را از یک سیستم وسیع بازداشت و شکنجه آزاد کردند، عمق آسیب‌ها مشخص شد. "ما نیاز فوری به کمک به بازداشت‌شدگان سابق برای ادغام دوباره را دیدیم." هاله کثیبی، هماهنگ‌کننده منطقه‌ای پروژه گفت. حدود 308 بازداشت‌شده سابق در بیش از 1600 جلسه شرکت کرده و برای اولین بار قادر به صحبت کردن آزادانه درباره آنچه که از سر گذرانده بودند، شده‌اند. پیشرفت آهسته است، او گفت، اما برخی به تدریج به زندگی عادی برمی‌گردند. تنها حدود یک نفر از هر پنج نفر نیاز به دارو برای آسیب‌هایشان دارد. احمد در اولین جلسه‌اش در مرکز شرکت کرد و امیدوار است که درمان به او کمک کند تا دوباره بسازد و اضطرابی را که از زمان آزادی‌اش به دوش می‌کشد، آرام کند. برای جهاد العزوز، 50 ساله، درمان همه چیز را عوض کرد. یک businessman ساختمانی سابق، او در دسامبر بعد از 11 سال در زندان مرکزی حمص آزاد شد، که پنج سال از آن بدون دیدار بود. بعد از سال‌ها آزار و اذیت، سخت‌ترین قسمت دوباره یادگیری نحوه ارتباط با مردم بود. "آنها ما را به حیوانات تبدیل کردند," او گفت. درمان به او کمک کرد تا دوباره با همسر و پنج فرزندش ارتباط برقرار کند، کوچک‌ترین آن‌ها وقتی او زندانی بود، یک ساله بود. خالد التلپ، 46 ساله، سی سالگی‌اش را در سلول‌های شلوغ از دست داد و مجبور به بازسازی زندگی‌ای شد که از او گرفته شده بود. او و همسرش بعد از آزادی‌اش جدا شدند و فرزندی ندارد. "از خیلی چیزها محروم شدم. احساس می‌کنم از زیر صفر شروع می‌کنم." او گفت. سیزده سال دوری، جامعه و فناوری را تغییر داد؛ او احساس گم‌گشتگی می‌کرد و اغلب عصبانی یا افسرده بود. افسردگی یک مشکل شایع است، گفت هادیل خاصرف، یک درمان‌گر در کلینیک. بسیاری از بازداشت‌شدگان سابق همچنین از مهارت‌های اجتماعی و فنی لازم در دنیای امروز برخوردار نیستند. "برخی دنیا را به عنوان دنیایی خصمانه می‌بینند. آنها در کنار مردم احساس ناامنی می‌کنند. دیگران تجارت‌هایشان را فراموش کرده‌اند," او توضیح داد. تنش‌ها در خانه‌ها متداول است: بچه‌ها با پدرانی که مدت‌ها مرده تصور می‌شدند، قبول نمی‌کنند و زوج‌ها برای رابطه دوباره با یکدیگر مشکل دارند. PTSD ناشی از رفتارهای ظالمانه شایع است. "تقریباً همه از شکنجه صحبت می‌کنند," او گفت و به رفتارهایی مانند دولاب و شوک‌های الکتریکی اشاره کرد. او همچنین از آزار روانی صحبت کرد، از جمله اینکه نگهبانان به عمد بازداشت‌شدگان را مجبور به افطار در حین رمضان می‌کردند تا اراده‌شان را شکست دهند؛ زندانیان معمولاً فقط وقتی متوجه می‌شدند که ماه شروع شده که نگهبانان آنها را در شام مجبور به نوشیدن می‌کردند. همچنین گزارش‌هایی از آزار جنسی علیه زنان وجود دارد، موضوعی که با ننگ اجتماعی همراه است. بار اجتماعی معمولاً برای زنان سنگین‌تر است. معمیمه العاتر، 47 ساله، گفت که درمان او را دوباره آزاد احساس کرد. "تحقیرهایی بود که هرگز درباره‌اش صحبت نکرده بودم. در درمان توانستم باز کنم. آن درمان بود." او 51 روز در زندان بود بعد از اینکه یک مقام محلی به خاطر خوشامدگویی به رژیم اتهامات دروغین ساخت. او کتک‌های شدیدی را تحمل کرده که باعث آسیب‌های جسمی دائمی شدند و از ادامه تحصیلاتش در حقوق انگیزه‌اش را از دست داد؛ او حالا به عنوان یک زن تحویل‌دهنده کار می‌کند. شکنجه او را تغییر داد، اما حالا احساس می‌کند که می‌تواند درباره آنچه اتفاق افتاده صحبت کند. "قبل، من پنهان می‌کردم که یک بازداشت‌شده سابق هستم. امروز خیلی خوشحالم که بتوانم سرانجام داستانم را با دیگران به اشتراک بگذارم." این مرکز همچنین برنامه‌هایی برای بازداشت‌شدگان سابق زن دارد. برای بسیاری از بازماندگان، مشاوره - به همراه حمایت جامعه و رحمت خدا - یک گام به سوی بازسازی زندگی شکسته شده توسط ظلم است. راه بهبودی طولانی است، اما برای برخی، درمان به آنها کمک می‌کند تا آنچه که گرفته شده را پس بگیرند و دوباره یاد بگیرند که در کنار خانواده‌ها و جوامعشان زندگی کنند. https://www.thenationalnews.com/news/mena/2025/11/04/how-syrians-freed-from-assads-brutal-prisons-are-still-trying-to-escape-the-horrors-they-endured/

+321

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این متن باعث شد که احساساتی بشم. stigmatize اجتماعی برای زنان خیلی ناامید کننده‌ست. دست مریزاد به مرکز که بازماندگان زن رو شامل کرده.

+7
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

من تصور نمی‌کنم. درمان جهاد رو نجات داد - امیدوارم برنامه‌های بیشتری تأمین مالی بشن. این آقایون به حمایت بلندمدت نیاز دارن، نه فقط چند جلسه.

+7
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

من یک دوستی دارم که چیز مشابهی رو تجربه کرده. دوباره به مردم اعتماد کردن خیلی زمان می‌بره. پیروزی‌های کوچک مهمند - ادامه بده، احمد.

+5
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

السلام علیکم. مرد، این خیلی دردناک بود. خوشحالم که کمک هست ولی هیچ‌کس نباید اینو تحمل کنه. برای احمد صبر و آرامش آرزو می‌کنم.

+7
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

از زیر صفر شروع کردن - این جمله تو ذهنا موند. ادغام دوباره بیشتر از صرفا یه شغله. جامعه باید اونا رو دوباره بپذیره.

+3
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

چیزای وحشتناکیه. آدمو بابت چیزای کوچیک شکرگزار می‌کنه. اون دوشای هفتگی... باورنکردنیه. احترام به همه‌ی کسایی که در تلاشند دوباره بسازند.

+7
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

شنیدن صحبت‌های زنده‌مانده‌ها خیلی تأثیرگذاره. شرمنده سال‌های از دست رفته‌ام، اما خوشحالم که بعضی‌ها به بهبودی رسیدن. لطفاً منابع بیشتری بدهید، جدی میگم.

+6
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خوب دیوانگیه که بخاطر روزه‌داری تنبیه شدن. اون بی‌رحمی روانی همیشه می‌مونه. احترام به اونایی که هر روز ادامه میدن.

0
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

درمان واقعاً مؤثر یک نقطهٔ روشنه. امیدوارم فراتر از حمص گسترش پیدا کنن و به شهرهای بیشتری برسن. این مردم واقعاً لایقش هستن.

+4

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید