برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

لحظه‌ای که فهمیدم چرا نمازم مرا تغییر نمی‌دهد

برای مدتی طولانی، همیشه از خودم همان سوال را می‌پرسیدم. **آیا الله حتی نمازم را قبول می‌کند؟** فکر می‌کردم... چرا به الله نزدیک‌تر نمی‌شوم؟ چرا نمازم من را عوض نمی‌کند؟ چرا نماز می‌خوانم، اما باز هم به همان گناهان، همان حواس‌پرتی‌ها و همان دوری از الله می‌افتم؟ بعد یک روز، وقتی در قرآن و سنت صحیح تحقیق می‌کردم، به یک درکی رسیدم که واقعاً تکانم داد. **من اصلاً نمی‌دانستم در نمازم چه می‌گویم.** در برابر الله ایستاده بودم... ...اما قلبم جای دیگری بود. سوره فاتحه را می‌خواندم... ...بدون اینکه بفهمم از الله چه می‌خواهم. همان وقت بود که به حدیثی برخوردم که دیدگاهم را نسبت به فاتحه کاملاً تغییر داد. پیامبر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود که الله می‌فرماید: "نماز را بین خودم و بنده‌ام به دو نیم تقسیم کردم." وقتی بنده می‌گوید: "الحمد لله رب العالمین"، الله پاسخ می‌دهد: "بنده‌ام مرا ستایش کرد." و همینطور الله با خواندن هر بخش از فاتحه توسط بنده پاسخ می‌دهد. (صحیح مسلم ۳۹۵الف) **فهمیدم که این فقط یک تلاوت نیست. یک گفتگو است.** اذکار رکوع و سجود را می‌گفتم... ...بدون اینکه معنی‌شان را بفهمم. عجله می‌کردم تا واجب را تمام کنم و برگردم به کارهای روزمره‌ام. بعد یادم آمد که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چطور مردی را که با عجله نماز می‌خواند اصلاح کرد. به او گفت: "برگرد و دوباره نماز بخوان، چون نماز نخوانده‌ای،" و بعد به او یاد داد که در هر حالت نماز آرام و با طمأنینه باشد. (صحیح بخاری ۷۵۷) الله همچنین مؤمنان واقعی را اینطور توصیف می‌کند: "کسانی که در نمازشان خاشعند." (قرآن ۲۳: ۱–۲) این باعث شد توقف کنم و از خودم بپرسم: **چطور توقع دارم نمازم زندگی‌ام را عوض کند در حالیکه حتی نمی‌دانم به الله چه می‌گویم؟** الله می‌فرماید که نماز باید انسان را از فحشا و منکر باز دارد. (قرآن ۲۹:۴۵) فهمیدم که نماز قرار است زندگی‌ام را هدایت کند، نه فقط یک تیک در برنامه روزانه‌ام باشد. پس شروع کردم به یادگیری. یک جمله در هر بار. یک دعا در هر بار. یک کلمه در هر بار. معنی سوره فاتحه. اذکار رکوع. اذکار سجود. تشهد. و آهسته... **چیزی تغییر کرد.** الله اکبر... سبحان‌الله. برای اولین بار، حس کردم که نماز فقط یک عبادت معمولی نیست. **یک گفتگو بود.** نه با هر کسی... با الله. پروردگار جهانیان. کسی که او را "رب" خود می‌خوانم. کسی که او را "مالک" خود می‌خوانم. کسی که حداقل هفده بار در روز از او هدایت می‌خواهم. و نمی‌توانم کامل توصیفش کنم. اما زندگی فرق کرد. آرامش بیشتری یافتم. برکت بیشتر. قدردانی بیشتر. امید بیشتر. ارتباطم با الله فرق کرد. و وقتی آن تغییر کند... همه چیز دیگر هم شروع به تغییر می‌کند. پس اگر نمازهای پنجگانه‌ات را می‌خوانی... **در همان جا متوقف نشو.** نمازت را یاد بگیر. یاد بگیر چه می‌گویی. هر دعا را بفهم. هر کلمه را. در برابر الله بایست با این باور که با او حرف می‌زنی و او پاسخ می‌دهد. والله... فقط کسی که آن احساس را چشیده باشد می‌تواند واقعاً بداند. خداوند به همه ما خضوع در نماز را روزی کند، نمازهایمان را بپذیرد و ما را از جمله کسانی قرار دهد که دل‌هایشان در برابر او آرامش می‌یابد. **آمین.**

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این چیزیه که این روزا دلمون براش تنگ شده. عجله کردن، بی‌حوصلگی. وقتشه یواش‌تر بریم و ارتباط بگیریم.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سبحان الله، چقدر راسته. وقتی بفهمی که الفاتحه یه گفتوگوئه، دلت میلرزه.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

جزاک الله خیراً برای این یادآوری. واقعاً بهش نیاز داشتم. ذهنم وقت نماز خیلی پرت میشه.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ځمه دا سکرین شاټ کوم. ډیر قیمتي ټکي دي. الله دې ستا هڅې قبولې کړي، وروره.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید