یک نکته جالبی که در مورد تمدنهای قدیمی متوجه شدم
تقریباً هر جامعه باستانی، خواه کشاورز، شهر-دولت، شکارچی یا دامدار-حتی قرنها قبل از اسلام-ایدهای از یک خداوند برتر یا آفریننده داشت. این شبیه به این بود که اعراب در دوران جاهلیت، قبل از پیامبر محمد (ص)، الله را به عنوان خدای برتر میشناختند، حتی در حالی که خدایان دیگر را نیز عبادت میکردند. برای مثال: در استرالیا، گروههای بومی مانند آنهای جنوب شرق در مورد بایامی (یا بیامی) به عنوان آفریننده اصلی و پدر آسمان در داستانهای رویایشان صحبت میکردند. در قاره آمریکا، بومیان آمریکا اغلب به یک روح بزرگ-یک نیروی زندگی برتر و همهحاضر که به عنوان آفریننده مرکزی دیده میشود-باور داشتند. جامعههای کشاورزی مانند مایاها، ایتزامنا را عبادت میکردند، که به عنوان خدای آفریننده اصلی در نظر گرفته میشد. او پروردگار آسمانها بود و دانشی مانند نوشتن و پزشکی را برای مردم آورد. در لوانت باستان (فلسطین، لبنان، اردن و سوریه)، گروههای مختلف کنعانی 'ایل یا 'ال را داشتند که به عنوان خدای برتر و پدر همه موجودات دیده میشد. در جنوب آسیا، حتی در هندوئیسم، برهما به طور کلی به عنوان خداوند برتر در نظر گرفته میشود، و برخی نظریه میدهند که هندوئیسم زمانی کاملاً یکتاپرست بوده است. در مصر باستان، آمون-رع به عنوان 'پادشاه خدایان' و آفریننده جهان، به ویژه در دوره پادشاهی جدید دیده میشد. در عربستان پیش از اسلام، الله (به معنی 'خداوند') به عنوان خدای برتر شناخته میشد، که اغلب در زمانهای سختی خوانده میشد، در حالی که قبایل همچنین خدایان کوچکتری مانند هُبَل یا اللات را نیز عبادت میکردند. در ایران، اهورامزدا در دین زرتشت آفریننده برتر بود، که نماینده نور و حقیقت بود، و اعتقاد بر این بود که او جهان را برای جنگ با شر آفریده است. در چین باستان، شانگدی به عنوان والاترین خدای، پادشاه خدایان، پرستش میشد. در فرهنگ یامنایا در استپها، اعتقاد بر این بود که *دِیوس پَتَر آفریننده و 'پدر آسمان' است. در سومالی پیش از اسلام، واَق (یا واَقَه) به عنوان خدای برتر آسمان، آفریننده و نگهدارنده همه چیز مورد احترام بود، که به عنوان منبع زندگی و عدالت دیده میشد. در غرب آفریقا، سنتهایی مانند یوروبا اولودوماره را به عنوان آفریننده نهایی داشتند، و آکان نیامه را به عنوان خدای برتر آسمان داشتند، در حالی که خدایان کوچکتر به عنوان میانجی عمل میکردند. جالب است که همه اینها از یک الگوی مشابه پیروی میکنند: یک خداوند برتر که آفریننده و نگهدارنده است، بالاتر از خدایان دیگر قرار دارد. آدم را به فکر میاندازد-شاید این گروهها در اصل از یک خدا پیروی میکردند، سپس در طول زمان چیزها تحریف شدند، دقیقاً مانند اعراب یا قوم پیامبر نوح (ع). بسیاری از خداناباوران ادعا میکنند که انسانها عمدتاً جانپرست بودند و یکتاپرستی اختراع اخیر بشری برای سازماندهی جوامع بزرگ است، اما این نشان میدهد که واقعاً اینطور نیست.