من دارم با این فکر دست و پنجه نرم میکنم که آیا باید ارتباطم با خواهرم رو قطع کنم یا نه - به راهنمایی نیاز دارم
السلام علیکم. من ۱۶ سالمه و واقعاً گیج هستم. اوایل سپتامبر، خواهر ۱۸ سالهام فرار کرد. اولش نگران بودیم که شاید به خاطر سلامت روانش باشه چون خودش رو اذیت کرده بود، اما بعد فهمیدیم که میخواسته بره بیرون تا با یک دوست پسر آنلاین که حدود سه ماه باهاش آشنا بود، دیدار کنه - کسی که توی یک فروم خودکشی باهاش ملاقات کرده بود. اون نتونست پرواز رو بگیره، پس ما تونستیم اون رو به خونه برگردونیم. قبل از اینکه همه چیز رو بدونیم، اون قول داد که میمونه و قبول میکنه که کمک بگیره تا بهتر بشه. تو ماه اکتبر فهمیدیم که با یک مرد غیرمسلمان رابطه جنسی داشته، مواد مصرف میکرده و احتمالاً الکل هم نوشیده. تو ماه نوامبر متوجه شدیم که دوباره قصد داره فرار کنه تا پیش اون بره. والدینم با مشاوران ملاقات کردن و ما توافق کردیم که اگر او اصرار داشته باشه بره، میتونه به کشور ما بیاد تا فرار نکنه - اما نباید سعی کنه که بره. والدینم حتی با او صحبت کردن و ازش خواستن که در نظر بگیره اسلام رو قبول کنه؛ او گفت که بهش فکر میکنه. این چیزی نیست که خانوادهمون انتظار داشت، اما او واقعاً از نظر روحی در حال بدیه و تنها به اندازهای که میتونیم میتونیم کمک کنیم. لطفاً قضاوت نکنید؛ میدونم که داره درد میکشه. مدت زیادی هست که به فکر قطع رابطه با او هستم وقتی که او برای دیدن بیاد. والدینم نمیخوان - او هنوز دخترشون هست - اما اینکه شبها صدای مادرم رو شنیدم که گریه میکنه و ببینم پدرم نگران بیدار میمونه، برام خیلی دردناکه. شنیدم که پدرم با دکترش درباره افزایش فشار خونش به خاطر استرس صحبت میکنه. نمیخوام سلامت والدینم به خاطر این موضوع آسیب ببینه. تو بعضی از پیامهاش نوشته که دیگه "مسلمان" نیست، پس میپرسم که آیا دوری از او هنوز هم گناه هست اگر او ایمان نداره. نمیخوام کسی رو توی زندگیام نگهدارم که انقدر درد میآره، اما همچنین نمیخوام که نافرمانی از الله (swt) کنم. واقعاً به مشاوره نیاز دارم - از منظر فقهی یا معنوی و از کسانی که میفهمند چطور میتونن مراقبت از خانواده رو با محافظت از قلب خود و سلامت والدینشون متوازن کنند.