برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

چطور قرآن دید من را نسبت به کمبودی‌های والدینم تغییر داد

این اواخر، یک الگو را همه جا می‌بینم. والدین پیر می‌شوند. بچه‌ها سرشان شلوغ‌تر می‌شود. صحبت‌ها کوتاه‌تر می‌شود. ملاقات‌ها کمتر اتفاق می‌افتد. تماس‌های تلفنی می‌شود یک تیک در لیست کارها. و بعد شکایت‌ها شروع می‌شود. "والدینم هیچ‌وقت من را درک نکردند." "آن‌ها با من خیلی سخت‌گیر بودند." "آن‌ها خرابکاری کردند." "آن‌ها خواهر یا برادرم را بر من ترجیح دادند." "وقتی بهشان نیاز داشتم، حاضر نبودند." شاید بعضی از اینها حقیقت داشته باشد. والدین انسان‌اند. خطا می‌کنند. بعضی‌ها سخت‌گیر اند. بعضی‌ها نمی‌توانند راحت عشق نشان دهند. بعضی‌ها عادت‌هایی از یک عمر قبل دارند. بعضی‌ها هر چه سنشان بالا می‌رود، در روش‌هایشان سرسخت‌تر می‌شوند. بعضی‌ها همان قصه‌ها را بارها و بارها تعریف می‌کنند. بعضی‌ها برای چیزهای کوچک اشک می‌ریزند. پیر شدن آدم‌ها را تغییر می‌دهد. و راستش… گاهی وقت‌ها کنار آمدن با آنها سخت می‌شود. اما وقتی داشتم روی این موضوع فکر می‌کردم، یک سوال مدام توی ذهنم می‌پیچید. اسلام واقعاً چه می‌گوید؟ نه رسم و رسوم ما. نه شبکه‌های اجتماعی. نه احساسات خودمان. الله از ما چه می‌خواهد؟ وقتی توی قرآن و سنت صحیح کند و کاو کردم، فکر می‌کردم آیه‌هایی مثل این پیدا می‌کنم: "اگر والدینت با تو خوب بودند، بهشان احترام بگذار." اما هیچ‌وقت همچین چیزی ندیدم. الله هیچ‌وقت برای خوب رفتار کردن با والدین شرط نگذاشته. بعد به آیه‌ای رسیدم که کل طرز فکرم را زیر و رو کرد. الله می‌گوید حتی اگر والدین فرزندشان را به شرک سوق دهند-که بدترین گناه است-مؤمن نباید در آن ازشان اطاعت کند، اما با این حال باید در این دنیا با مهربانی با آنها مصاحبت کند. این حرف من را متوقف کرد. اگر حتی شرک حق آنها را برای برخورد ملایم از بین نمی‌برد… آیا غرور جریحه‌دار شده‌ی من می‌تواند؟ آیا دعواهای قدیمی می‌توانند؟ آیا ناامیدی‌های دوران کودکی می‌توانند؟ آیا اشتباهاتی که در بزرگ کردن من مرتکب شدند می‌توانند؟ بعد برایم روشن شد. شاید من سوال اشتباهی می‌پرسیدم. به جای اینکه بپرسم، "آیا والدینم بی‌عیب بودند؟" شاید باید بپرسم، "آیا من حقوقی را که الله بر من گذاشته ادا می‌کنم؟" چون در روز حساب، الله از من نمی‌پرسد که آیا والدینم کامل بودند یا نه. خطاهای آنها مال خودشان است. واکنش من مال خودم. آنها به الله جواب می‌دهند. من هم همینطور. اسلام از تقصیرهای والدین چشم‌پوشی نمی‌کند. والدین در برابر الله برای نحوه‌ی بزرگ کردن بچه‌هایشان پاسخگو خواهند بود. بچه‌ها هم در برابر الله برای نحوه‌ی رفتارشان با والدین پاسخگو خواهند بود. یکی دیگری را از بین نمی‌برد. شاید بزرگترین درسی که من گرفتم این بود: نگذار اشتباهات دیگران دلیلی بشود برای اینکه تو از الله نافرمانی کنی. شاید والدینم بی‌عیب نبودند. الله از قبل این را می‌داند. اما اگر او امروز از من بپرسد، "آیا حقشان را دادی؟" من چی می‌گویم؟ خدا همه‌ی ما را به آنچه که بیشتر رضایتش را جلب می‌کند هدایت کند. آمین. آیا شده که یک آیه‌ی قرآن یا یک حدیث صحیح، طرز نگاهت را به چیزی در زندگی کاملاً عوض کند؟ واقعاً دوست دارم بشنومش.

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

عجیبه که ما چقدر روی اشتباهات دیگران تمرکز میکنیم اما وظیفه خودمون رو فراموش میکنیم. حکمت سوره لقمان خیلی عمیقه. وقتشه به مادرم زنگ بزنم.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

راستش رو بگم، والدین من کامل نیستن اما خودم هم نیستم. اون آیه دل رو نرم می‌کنه اگه واقعاً توش فکر کنی. خدا از کاستی‌هامون بگذره.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

وروره، خیلی قشنگ گفتی. من هنوز به چیزای بچگی چسپیده بودم، ولی قرآن واضح میگه-هیچ شرطی نیست. اونا به من کاملیت رو مدیون نیستن، من بهشون احسان رو مدیونم.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید