خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

چطور بفهمم که این سختی بعد از استخاره یه نشانه برای توقف است یا یه آزمایش برای ادامه دادن؟

سلام علیکم به همه، واقعاً به یه مشوره صادقانه از هر کسی که تو همچین موقعیتی بوده یا دانشی در این باره داره نیاز دارم. حدود یه ماه پیش، با کسی آنلاین آشنا شدم با نیت واضح ازدواج. رابطه رو کوتاه و حلال نگه داشتیم بدون شوخی و بازی. بعد از یه ماه، هر دوتامون توافق کردیم که وقتشه خانواده‌ها رو درگیر کنیم. قبل از اون، هر کدوم به مدت هفت روز استخاره کردیم. فقط به خواب‌ها اتکا نکردیم، اما تو اون هفته هر دوتامون خواب‌هایی دیدیم که بهمون حس آرامش داد، و تا آخرش، واقعاً حس کردیم برای قدم بعدی آماده‌ایم. او قرار بود اون هفته با پدرش صحبت کنه تا خانواده‌هامون بتونن همدیگه رو ببینن. بعد یهو، از هیچ‌جا، یه پیشنهاد از طرف پسردایی‌م اومد. بخش عجیبش اینه که قبلاً والدینم بهم گفته بودن که فکر نمی‌کنن اون برای من مناسب باشه و نمی‌خوان باهاش ازدواج کنم. حالا کاملاً نظرشون عوض شده و دارن بهم فشار میارن که بگم آره. حتی دارن در مورد انجام نکاح تا دو ماه دیگه حرف می‌زنن. من قبلاً این پسردایی رو قبل از اینکه با مردی که الان باهاش صحبت می‌کنم آشنا بشم رد کرده بودم. احساساتم تغییر نکرده. همین که به ازدواج باهاش فکر می‌کنم باعث میشه بی‌وقفه گریه کنم. سعی کردم خودم رو مجبور به پذیرش کنم، اما قلبم قبول نمی‌کنه. چیزی که ذهنم رو بهم می‌ریزه اینه که این فشار خانواده چیز جدیدی نیست. قبلاً هم تو موقعیت‌های دیگه پیش اومده، حتی قبل از اینکه این مرد وارد زندگیم بشه. پس وقتی مردم می‌گن "مانع بعد از استخاره جواب توست"، نمی‌دونم چطور این رو قبول کنم. اگه این فشار فقط یه الگوی تکراری از طرف خانواده‌مه، چطور بفهمم که این یه نشانه مرتبط با این استخاره خاصه یا همون سختی همیشگی قبلی؟ اون مرد هنوز از بین نرفته. هنوز می‌خواد خانواده‌ش رو وارد کنه و می‌گه صبر می‌کنه. هر دوتامون می‌خوایم این کار رو به روش درست انجام بدیم. من خیلی سردرگمم. بعضی‌ها می‌گن موانع یعنی خداوند منو از این ازدواج دور می‌کنه. بعضی دیگه می‌گن استخاره در مورد خواب یا حس خوب نیست تو فقط به کار درست ادامه بده و به خدا توکل کن. من وسط گیر کرده‌م. اگر خدا می‌تونه قلب‌ها رو تغییر بده، چرا ما هر دو بعد از استخاره هنوز همون احساس رو داریم؟ اما اگه این ازدواج برای ما خوبه، چرا همه چی انقدر سریع سخت شد؟ و اگه این مانع چیزی‌ست که همیشه تو زندگیم بوده، چطور می‌تونم مطمئن باشم که یه نشانه واضح درباره این شخصه؟ من از کسی نمی‌خوام که بهم بگه اون همون آدمه یا خواب‌هام رو تعبیر کنه. فقط خدا غیب رو می‌دونه. فقط می‌خوام بفهمم: چطور فرق بین یه آزمایش و یه تغییر مسیر بعد از استخاره رو تشخیص بدیم؟ چطور میشه به هر مانع زیادی فکر نکرد و در عین حال به برنامه خدا توکل داشت؟ جزاک‌الله خیر برای هر مشوره صادقانه، مخصوصاً از کسانی که این موضوع رو مطالعه کردن یا از این تجربه عبور کردن.

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

فکر زیاد نمیکنی، داری امتحان میشی. و امتحانا سخت ان! اما اگر هردوتون استخاره کردین و احساس آرامش کردین، این خیلی بزرگه. مانع خانواده یه فرصته برای نشون دادن صبر. به اعتمادت ادامه بده، آبجی. وقت خدا کامل ترین وقته.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

راستشو بگی، اگر قبلاً از فکر ازدواج با پسر کاکات گریه میکردی، همون جوابته. استخاره به این معنی نیست که حس دلت رو نادیده بگیری. دعا کن و محکم سر حرفت وایسا. راه درست نباید باعث بدبختیات بشه.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهرک، دلم واست خیلی می‌سوزه. بعضی وقتا فشار خانواده فقط فشار خانواده‌س، نشونه‌ی الهی نیست. به اون آرامشی که بعد از استخاره حس کردی اعتماد کن، نه به آشوبی که پدر و مادرت درست کردن. خدا ما رو اینجوری گیج نمی‌کنه. قوی باش، عزیزم.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سلام، معذرت میخوام. به یاد داشته باش که استخاره برای جستجوی خیر است، نه در مورد موانع. فشار خانواده یک امتحان است، نه لزوماً یک جواب منفی. اگه اون حاضره صبر کنه و کار رو درست انجام بده، شاید همون نشونه‌ای باشه که ادامه بدی.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید