السلام علیکم - فکر میکنم ممکن است اسلام را بپذیرم
السلام علیکم. خوب، من از چند تغییر بزرگ و درد زیادی گذر کردم و این تجربیات باعث شد تا من به عنوان یک مسیحی، به ایدهای که خدا به طور ابدی محبتی داره، همونطور که الهیات تثلیثی مسیحیت وصف میکنه - یک جامعهی کاملاً متحد از عشق - شک کنم. این دیدگاه شروع به ناهمخوانی با تصویر وسیعتر ابراهیمی و واقعیتی که من دیدم، کرد. به نظر میرسید که خدا مردم را بدون قید و شرط دوست ندارد مانند یک والد که فرزندانش را دوست دارد؛ بلکه، ما در ارتباط با نقشمان به عنوان خدمتکاران دوست داشته میشویم. رنج در این زندگی در همه جا هست و خیلی از آن به نظر نمیرسد که نوعی باشد که مردم را به خدا نزدیکتر کند یا پاداشی را تضمین کند - برخی که رنج میبرند، هنوز هم به حق قضاوت میشوند. اگر یک والد دوستداشتنی اجازه ندهد که فرزندش راههای خود تخریبی را انتخاب کند وقتی که میتواند جلوی آن را بگیرد، این چطور با ایدهی خدایی که همه چیز را دوست دارد و اجازه میدهد مردم زیان ابدی را انتخاب کنند، سازگار است؟ این باعث شد فکر کنم که محبت خدا به نوعی محدود است، که با مفهوم تثلیثی محبت به عنوان یک ویژگی ابدی همخوانی نداشت. ابتدا این احساس ناامیدی کرد، گویی همه چیز به یک جهان تاریک و بیاحساس اشاره دارد. اما بعد شروع به یادگیری بیشتر درباره ایدههای اسلامی کردم و به این نتیجه رسیدم که الله خوب واقعی و مشخصی است که به ما داده شده، کاملاً جدا از هر مقایسهای با شیطان. یک حدیث یا آموزهای دربارهی ضعیفی انسانی و هدف را به طور مبهم به خاطر میآورم - که ظرفیت ما برای اشتباه کردن بخشی از حکمت خلقت ماست، مانع از تکبر در برابر خالقمان و فضایی برای تواضع صادقانه فراهم میکند. اگر ما به ویژگیهای الله که به ما عطا کرده با تسلیم و تواضع پاسخ دهیم، پس او میپذیرد و دوست دارد که ما خواستیم او را راضی کنیم. من هنوز در حال پردازش خیلی چیزها هستم، اما میخواستم این تغییر در تفکر را به اشتراک بگذارم. سلام.