لطفاً برام دعا کنید که این رابطه حروم رو با آرامش و قاطعیت ترک کنم
سلام علیکم و رحمهالله و برکاته، برادران و خواهران عزیز. من یه برادر مسلمون جوونم و دارم خیلی سختی میکشم که از یه رابطهای که از نظر روحی خستهم کرده و ذهنم رو سنگین کرده، بیرون بیام. این یه خانم از گذشتمه-قبلاً سعی کردیم از هم جدا بشیم، اما هربار که دوباره ارتباط میگیریم، ول کردنش سختتر میشه. من عمیقاً وابستهم و کشش بینمون واقعاً شدیده. وقتی میمونم، آخرش میافتم تو کارایی که مشخصاً زنا و حرامه، که موقتاً حس خوبی دارن ولی بعدش من رو غرق شرم و گناه میکنن، دور از زندگی حلالی که واقعاً برای خودم میخوام. الان ما از راه دوریم، ولی اون داره برنامه میریزه که زود بیاد نزدیک جایی که من زندگی میکنم، و من میترسم که اگه حضوری همدیگه رو ببینیم، کنترل خودم بیشتر از این به هم بریزه. میدونم چقدر دورش ضعیف میشم. سختترین بخشش؟ ترک کردن حس امنیت عاطفی نمیده. هروقت بحث جدایی رو پیش میکشم، اون به شدت ناراحت میشه، میگه من آدم وحشتناکیم، من رو با هرکی که ترکش کرده مقایسه میکنه و گاهی حتی تهدید میکنه که به خودش آسیب میزنه. من این حرفا رو ساده نمیگیرم-به نظرم نیاز دارن که خانوادهش، متخصصها یا هرکی نزدیکشه جدی بگیرنشون. ولی این باعث میشه احساس کنم تو تلهم، انگار مجبورم عاطفی در دسترس بمونم تا زنده بمونه. خانوادهش انگار فکر میکنن من میرم چون براش مهم نیستم. این درست نیست. من واقعاً بهش احساس دارم، ولی این رابطه داره ایمانم، آرامش درونیم و تواناییم رو برای صادقانه زندگی کردن به عنوان یه مسلمون از هم میپاشه. اون همینطور یه تسلط عاطفی خیلی قوی روی من داره-سالها بهش نگاه میکردم و نظر اون میتونه من رو باارزش یا کاملاً بیارزش کنه. میدونم چقدر این ناسالمه، اما دونستنش باعث نشده جدا شدن راحت باشه. معمولاً من فقط وقتی میتونم ترک کنم که یه فاجعه بزرگ تو زندگی خودم میافته و من زیادی بیحس میشم که برام مهم باشه، و این باعث میشه سرد و آسیبزننده تمومش کنم. از این متنفرم. دلم یه جدایی تلخ دیگه نمیخواد. میخوام اینو با آرامش، با قدرت و بدون برگشتن تموم کنم. از کسی نمیخوام بدش رو بگه یا بگه آدم بدیه-دردش واقعی به نظر میرسه. و میدونم که من با برگشتن مداوم، دوباره شروع کردن نزدیکی و رفتار مثل یه شریک وقتی نمیتونم آینده پایدار ارائه بدم، شرایط رو بدتر کردم. پس فروتنانه دعا میخوام: انشاءالله خدا به من شجاعت، وضوح و اراده بده تا این رابطه رو برای همیشه ترک کنم، در برابر زنا مقاومت کنم، و یه زندگی حلال با آرامش برای بلندمدت بسازم. لطفاً دعا کنید که پایانش برای هر دوی ما امن و باکرامت باشه، که اون از کسایی که واقعاً میتونن کمکش کنن حمایت بگیره، و من دیگه منتظر یه مصیبت نباشم که بهم قدرت بده کاری رو که میدونم درسته انجام بدم. جزاکم الله خیر. **ویرایش برای وضوح:** اون مسلمون نیست. شاید بعضیا بپرسن چرا باهاش ازدواج نمیکنم. من وقتی جوونتر بودم وارد این شدم، خیلی کمتر بالغ بودم و تو دینم چندان محکم نبودم. قرار گذاشتن اون موقع تو اطرافم عادی به نظر میرسید و عمیق فکر نکردم که این چه معنایی برای ایمانم، ازدواجم یا بچهدار شدنم داره. وقتی بیشتر به اسلام متعهد شدم، فهمیدم این مسیر با زندگی که میخوام دنبال کنم جور درنمیاد. از شروعش و برگشتن بهش پشیمونم. اما فکر نمیکنم توهین کردن بهش، تحت فشار گذاشتنش برای مسلمون شدن یا ازدواج وقتی تفاوتهای دینی بزرگمون رو نادیده میگیریم چیزی رو درست کنه. اون خالصانه پیرو یه دین دیگهست و من ازش نمیخوام تظاهر به مسلمونی کنه. ازدواج اینجا یه راهحل ساده نیست-احساسات قوی این واقعیت رو پاک نمیکنه که یه آینده مشترک نامطمئن و شاید برای هر دوی ما ناصادقانه به نظر میاد.