شواهد روشن برای اسلام
بیاید بررسی کنیم که آیا قرآن از پیامبر محمد (ﷺ) بوده یا نه. یه تحقیق هست به اسم استیلومتری که بررسی میکنه یه متن یه نویسنده داره یا چندتا. پس قرآن رو تست کردند و دیدند که یک لحن و صدا داره. بعدش هم اون رو با احادیث مقایسه کردند و سبکش کاملاً متفاوت بود. این یعنی که پیامبر (ﷺ)، که سواد خواندن و نوشتن نداشت (قراون در آیات مثلاً ۷:۱۵۷–۱۵۸ و ۴۹:۲۸ بهش میگه پیامبر امّی)، احتمالاً خودش اون رو ننوشته. حتی اگه فرض کنیم اون یه نابغهٔ فوقالعاده بود، بازم باید بپرسیم: اصلاً چرا این کارو بکنه؟ چهار امکان داریم: دروغ میگفته، دیوانه بوده، شیطان اون رو فریب داده (همون چیزی که بعضی مسیحیا میگن) یا واقعاً راست میگفته. بیاید تکتک نگاه کنیم. اول، دروغگویی. برای چی؟ پیامبر (ﷺ) در مکّه یتیم بزرگ شد، چوپونی میکرد و تاجر بود و به عنوان "امین" یعنی قابل اعتماد معروف بود. مکّه از پرستش بتها رونق داشت و وقتی اسلام رو آورد، مردم قبولش کردن و بزرگان خوششون نیومد. نتونستن بکشنش چون عمویش قدرتمند بود و باعث جنگ قبیلهای میشد. در عوض اون رو مسخره میکردن، موقع نماز کثافت بهش میانداختن و حمله میکردن. ولی اون هیچوقت کوتاه نیومد. بعداً بزرگان از طریق عمویش بهش ثروت، پادشاهی و زیباترین زنها رو پیشنهاد دادن. جواب داد: 'به خدا قسم، عموجان، اگه خورشید رو تو دست راستم و ماه رو تو دست چپم قرار بدن، من این دعوت رو رها نمیکنم تا این که خدا موفقش کنه یا من جانمو براش بدم.' اگه داشت نقش بازی میکرد، همون موقع فرصت مناسبی برای کنارهگیری بود. بعدش مسلمانها رو تحریم اقتصادی کردن، به حدی که از گرسنگی برگ درخت و پوست حیوان میخوردن. همسر و عمویش از دنیا رفتن، شش تا از بچههاش رو از دست داد و با هیچ چیز تبعید شد. بعد از سالها سختی، در مدینه رهبر شد، اما بازم خیلی ساده زندگی میکرد؛ یه بار عمر دید که روی حصیری از نی خوابیده و اثر اون روی پهلوش مونده، توی اتاق فقط یه کم جو بود. عمر گریه کرد، اما پیامبر گفت آخرت رو به این دنیا ترجیح میده. یه دروغگو که دنبال نفع شخصیه اینجوری زندگی نمیکنه. به مردم هم گفت در موردش غلو نکنن، فقط بگن بندهٔ خداست. دوم، دیوانه بودن. یه آدم روانپریش نمیتونه طی ۲۳ سال وحیهای سازگار بده یا بیش از صدهزار نفر از اصحاب رو بدون تناقض یا آشوب رهبری کنه. وحدت قرآن از نظر استیلومتری هم با این فرض سازگار نیست. سوم، نظریهٔ شیطان. چرا شیطان باید مردی که به صداقت معروفه رو الهام کنه تا بتپرستها رو از جهنم دور کنه، بهشون یاد بده در هر نماز از شر شیطان به خدا پناه ببرن و سورههایی مثل حمد رو بخونن که خدا رو به عنوان مهربان ستایش میکنه و راهنمایی میخواد؟ این عقلانی نیست. تنها نتیجهای که جور درمیآد اینه که پیامبر محمد (ﷺ) راستگو بوده.