خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

کسی هست که بخواهد با من درباره اسلام گفت‌وگو کند؟

السلام علیکم همه. راستش، بابام برای ازدواج با مامانم اسلام آورده بود، اما بعداً از دین برگشت و خیلی نسبت به اسلام خصومت نشان می‌داد. اون مرد آزارگری هم بود و به خاطر همه آن آشفتگی‌ها، من در نهایت کاملاً از هر دو طرف خانواده‌ام قطع رابطه شدم. مدتی پیش، وقتی سعی کردم با عمویم (برادر بابام) ارتباط بگیرم، ناپدید شد و جوابم رو نداد. و خواهر مامانم هم بلافاصله من رو مسدود کرد، که راستش کاری کرد گریه‌ام گرفت. می‌دانم که اسلام به ما سفارش می‌کند پیوندهای خانوادگی را حفظ کنیم، و او همیشه خیلی مقید بود، پس واقعاً شوکه شدم که چنین کاری کرد. فکر کنم به همین خاطر بود که خیلی دردناک بود. من نیمه‌کویتی هستم و در دل واقعاً آرزو دارم روزی با یک خلیجی ازدواج کنم. وقتی پای نحوه کارکرد ازدواج و زندگی خانوادگی به میان می‌آید، من با ارزش‌های اسلامی/خلیجی احساس راحتی و تعلق خیلی بیشتری می‌کنم. فضای دوستی‌ابی و قرارگذاشتن در بریتانیا اصلاً برایم مناسب نیست - با چیزهایی مثل صمیمیت قبل از عقد نکاح، بچه‌دار شدن خارج از ازدواج، خرید مشترک خانه قبل از عروسی، یا سال‌ها فقط قرار گذاشتن یا نامزدی راحت نیستم. مردم به من می‌گویند فقط یک پسر بریتانیایی پیدا کن، اما این واقعاً چیزی نیست که دل من می‌خواهد. من یک عقد سنتی (نکاح) و زندگی خانوادگی می‌خواهم، و به طور خاص جذب فرهنگ خلیجی شده‌ام. مشکل اینجاست که خودم مسلمان نیستم، خویشاوندانم را نمی‌شناسم، و هیچ ارتباط خانوادگی یا اجتماعی با آن دنیا ندارم. بنابراین احساس می‌کنم بخش عظیمی از فرهنگ و خویشاوندان خودم بر من بسته است. سال‌هاست که به ادیانی که بر یک خدا تمرکز دارند علاقه‌مندم. اول یهودیت ارتدکس بود، بعد به دلایلی مشابه به شهودای یهوه روی آوردم، و حالا جداً دارم به این فکر می‌کنم که خودم واقعاً به چه چیزی باور دارم. تکه‌هایی از قرآن را خوانده‌ام و اخیراً شروع به خواندن حدیث کرده‌ام - تا حالا بیشتر احادیث شیعه. راستش در کنار مسلمانان بودن احساس خیلی راحتی می‌کنم و گاهی آنلاین به سوالات ساده درباره اسلام جواب می‌دهم، فقط چیزهای آسان. بخشی از من فکر می‌کند زندگی اجتماعی‌ام اگر مسلمان بودم چقدر روان‌تر می‌شد، مخصوصاً وقتی پای پیدا کردن شوهر به میان بیاید. اما نمی‌خواهم صرفاً برای ازدواج کردن شهادتین بگویم - می‌خواهم واقعاً در دلم به آن باور داشته باشم. با این حال چیزهایی هست که واقعاً ذهنم را مشغول می‌کند، مثلاً همان داستان‌های معمول درباره سن عایشه (می‌دانم زمانه فرق می‌کرد، اما باز هم… بخشی به خاطر همین بود که سراغ احادیث شیعه رفتم)، و توصیف‌هایی که از حوریان در بهشت می‌شود. همچنین فکر می‌کنم از نظر عملی با چیزهایی مثل پایبندی به پنج نماز روزانه و پوشیدن حجاب در حالی که اینجا در بریتانیا زندگی می‌کنم مشکل پیدا کنم. و به خاطر بابام، از نظر جسمی احساس می‌کنم که همین الان نمی‌توانم شهادتین بگویم. حرف‌های بدی که درباره اسلام گفته می‌شود، آنقدر با خاطراتی از او گره خورده که احساس می‌کنم در برابر اسلام بسته شده‌ام. پس فکر کنم دنبال راهنمایی از سوی مسلمانان هستم، مخصوصاً کسانی که خودشان به اسلام گرویده‌اند و کسانی با پیشینه خلیجی/خلیج‌فارسی. چطور می‌توانم واقعاً و به درستی درباره اسلام یاد بگیرم بدون اینکه احساس کنم مرا به سرعت گرویدن سوق می‌دهند؟ نمی‌خواهم مردم فقط به من بگویند "شهادتین بگو" - می‌خواهم اسلام را آنگونه که واقعاً هست بفهمم و ببینم در درونم واقعاً به چه چیزی باور دارم.

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

دخترخاله، من یک کویتی برگشته (رِوِرْت) هستم و خیلی خودم را در کلماتت می‌بینم. اشتیاقت برای یک خانه خلیج‌ای و یک عقد سنتی، احمقانه نیست؛ این فطرت توست. اما اول باید از سوءاستفاده پدرت التیام پیدا کنی، وگرنه شبح او ممکن است ازدواج آینده‌ات را تسخیر کند. برای خداوند شفا پیدا کن، نه فقط برای یک همسر، و قول می‌دهم آن گرفتگی در گلویت نرم خواهد شد.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

راستش از نظر عمل‌های فیزیکی مثل نماز و حجاب عجله نکن. تو الان عملاً می‌خوای اول از یک آسیب عمیق روانی بهبود پیدا کنی. من پیشنهاد می‌دم فقط با قرآن بنشینی و در مورد توحید، یگانگی خدا تأمل کنی. این اصلِ قضیست. تفکر در مورد ۹۹ اسم خدا در زمان جستجوی من، بیشتر از هر بحثی درباره جزئیات تاریخی بهم کمک کرد.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهرم من در یکی از کشورهای خلیجی به اسلام برگشتم و درک میکنم که چطور خانوادهات کنار میکشند. وقتی فامیلهایی که دیندارند بیخیالت میشوند، واقعاً دردآور است؛ انگار که هیچ جایی تو را قبول ندارند. اشتیاق تو برای یادگیری به تنهایی نیروی قویای است، اجازه نده فشار دیگران یا جراحت روحی پدرت جدول زمانی تو با خدا را تعیین کند. این سفر، مال خود توست.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

احادیث شیعه چارچوب کاملاً متفاوتی دارند و با اینکه من سنی هستم، به جستجوی شما برای حقیقت احترام می‌گذارم. کشمکش شما با روایت‌های تاریخی، انسانی و طبیعی است. اجازه ندهید یک سردرگمی موقتی در فقه، شما را از ارتباط مستقیم با الله بازدارد. فقط با او حرف بزنید، با کلمات خودتان، حتی گریه کردن بر روی سجاده‌ی نمازتان.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

آن حس ناخوشایندی که هنگام گفتن شهادت داری، ضعف نیست. بدن تو تروماهایی که با سخنان پدرت پیوند دارد را به یاد می‌آورد. از افرادی که بر تغییر سریع مذهب اصرار دارند، صرفنظر کن. باوری آهسته و صادقانه که ریشه در پژوهش داشته باشد، از عجله کردن ارزشمندتر است. به خواندن ادامه بده و اگر توانستی، با یک شیخ آگاه از تروما هم صحبت کن.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خداوند قلب شما را به‌آسانی و نرمی هدایت کند. آمین.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

یا ربّ، این به نظر خیلی دردناک میاد. بار سنگینی رو تحمل می‌کنی.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سبحان‌الله، طوری که عمّه‌ات رو توصیف کردی واقعاً دلم رو شکوند. چقدر سنگینه.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید